attritions

[ایالات متحده]/əˈtrɪʃənz/
[بریتانیا]/əˌtrɪʃən/

ترجمه

n. فرسایش تدریجی یا کاهش چیزی از طریق اصطکاک، استفاده یا زمان.

عبارات و ترکیب‌ها

minimize employee attrition

کاهش ریزش کارکنان

understanding attrition trends

درک روند ریزش

جملات نمونه

the company faced high attritions last year.

شرکت پارسال با نرخ خروج بالا روبرو بود.

attritions can affect team morale significantly.

خروج کارکنان می‌تواند به طور قابل توجهی بر روحیه تیم تأثیر بگذارد.

we need to analyze the reasons for these attritions.

ما باید دلایل این خروج کارکنان را تجزیه و تحلیل کنیم.

reducing attritions is a priority for management.

کاهش خروج کارکنان اولویت مدیریتی است.

attritions in the workforce can lead to increased costs.

خروج کارکنان از نیروی کار می‌تواند منجر به افزایش هزینه‌ها شود.

effective training can help minimize attritions.

آموزش موثر می‌تواند به کاهش خروج کارکنان کمک کند.

they implemented new strategies to reduce attritions.

آنها استراتژی‌های جدیدی برای کاهش خروج کارکنان اجرا کردند.

high attritions can disrupt project timelines.

نرخ خروج بالا می‌تواند ضرب‌العجل پروژه‌ها را مختل کند.

understanding employee needs is key to lowering attritions.

درک نیازهای کارکنان کلید کاهش خروج کارکنان است.

frequent attritions may indicate underlying issues.

خروج کارکنان مکرر ممکن است نشان دهنده مسائل اساسی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید