audiences

[ایالات متحده]/ˈɔːdiənsz/
[بریتانیا]/ˈɔːdiənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از مردم که برای شنیدن یا دیدن چیزی، مانند سخنرانی، نمایش یا کنسرت، گرد هم آمده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

address audiences

رسیدن به مخاطبان

engage audiences

درگیر کردن مخاطبان

target audiences

هدف قرار دادن مخاطبان

reach diverse audiences

رسیدن به مخاطبان متنوع

speak to audiences

صحبت با مخاطبان

captivate audiences

به دست آوردن مخاطبان

appeal to audiences

جلب توجه مخاطبان

understand audiences

درک مخاطبان

grow audiences

رشد مخاطبان

cultivate audiences

پرورش مخاطبان

جملات نمونه

audiences often appreciate a good storyline.

تماشاگران اغلب از یک داستان خوب قدردانی می‌کنند.

many audiences were captivated by the performance.

بسیاری از تماشاگران مجذوب اجرا شدند.

the film received positive feedback from audiences.

فیلم بازخورد مثبتی از تماشاگران دریافت کرد.

audiences can connect with the characters emotionally.

تماشاگران می‌توانند از نظر احساسی با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کنند.

live performances engage audiences in unique ways.

اجراهای زنده تماشاگران را به روش‌های منحصربه‌فرد درگیر می‌کنند.

audiences expect high-quality production values.

تماشاگران انتظار دارند ارزش‌های تولید با کیفیت بالا وجود داشته باشد.

the documentary aims to educate audiences about climate change.

فیلم مستند با هدف آموزش تماشاگران در مورد تغییرات آب و هوایی است.

audiences often discuss their favorite scenes after the show.

تماشاگران اغلب صحنه‌های مورد علاقه خود را پس از نمایش مورد بحث قرار می‌دهند.

understanding audience preferences is crucial for success.

درک ترجیحات مخاطبان برای موفقیت بسیار مهم است.

audiences were left in suspense until the very end.

تماشاگران تا پایان بسیار در تعلیق قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید