auditorium

[ایالات متحده]/ˌɔːdɪˈtɔːriəm/
[بریتانیا]/ˌɔːdɪˈtɔːriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه نشیمن برای تماشاچیان، سالن برای تجمعات یا اجراها.
Word Forms

جملات نمونه

The auditorium is full of vacant seats.

تالار پر از صندلی‌های خالی است.

The auditorium admits 5.000 persons.

سالن 5000 نفر را در خود جای می‌دهد.

The auditorium is a building of great magnitude.

تالار ساختمانی با عظمت زیاد است.

This old auditorium has witnessed many ceremonies.

این تالار قدیمی شاهد بسیاری از مراسم‌ها بوده است.

Who will undertake the job of decorating the auditorium?

چه کسی مسئولیت تزیین تالار را بر عهده خواهد گرفت؟

The auditorium has comfortable seating and modern acoustics.

تالار دارای صندلی‌های راحت و آکوستیک مدرن است.

The four-building complex will include a library, a museum, an auditorium and a planetarium.

مجتمع چهار ساختمانی شامل کتابخانه، موزه، تالار و یک رصدخانه خواهد بود.

The heckler was ejected from the auditorium for creating a disturbance.

به دلیل ایجاد مزاحمت، مزاحم از تالار طرد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید