automaton

[ایالات متحده]/ɔː'tɒmət(ə)n/
[بریتانیا]/ɔ'tɑmətən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه خودکار، ربات.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cellular automaton

خودکار سلولی

finite automaton

خودکار محدود

جملات نمونه

The automaton performed a flawless dance routine.

ربات یک رقص بی‌نقص اجرا کرد.

She felt like an automaton going through the motions of her daily routine.

او احساس می‌کرد مثل یک ربات است که در حال انجام حرکات روتین روزانه خود است.

The automaton responded to voice commands.

ربات به دستورات صوتی پاسخ داد.

The scientist programmed the automaton to assist with household tasks.

دانشمند ربات را برنامه‌ریزی کرد تا در انجام کارهای خانه کمک کند.

The automaton exhibited human-like movements.

ربات حرکاتی شبیه به انسان از خود نشان داد.

He treated his employees like automatons, expecting them to work without question.

او با کارکنان خود مثل ربات رفتار می‌کرد و انتظار داشت بدون سوال کار کنند.

The automaton malfunctioned and began moving erratically.

ربات دچار نقص فنی شد و شروع به حرکت به صورت نامنظم کرد.

The automaton factory produced hundreds of robots each day.

کارخانه ربات‌سازی هر روز صدها ربات تولید می‌کرد.

The automaton was designed to simulate human emotions.

ربات برای شبیه‌سازی احساسات انسانی طراحی شده بود.

She watched in amazement as the automaton played the piano with precision.

او با حیرت تماشا کرد که ربات پیانو را با دقت می‌نواخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید