avascular

[ایالات متحده]/ˌævəˈskjʊlər/
[بریتانیا]/ˌævəˈskjʊlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد عروق خونی

عبارات و ترکیب‌ها

avascular necrosis

نکروز عروقی

avascular tumor

تومور عروقی

avascular tissue

بافت عروقی

avascular bone

استخوان عروقی

avascular space

فضای عروقی

avascular zone

ناحیه عروقی

avascular degeneration

تجزیه عروقی

avascular regions

مناطق عروقی

avascular necrosis process

فرآیند نکروز عروقی

جملات نمونه

the avascular region of the tissue requires careful monitoring.

ناحیه‌ی بدون رگ‌های خونی بافت نیاز به نظارت دقیق دارد.

injuries can lead to avascular necrosis in bones.

آسیب‌ها می‌توانند منجر به نکروز پوستی در استخوان‌ها شوند.

researchers are studying avascular tumors for potential treatments.

محققان در حال بررسی تومورهای بدون رگ خونی برای درمان‌های احتمالی هستند.

the avascular nature of the cornea makes it unique.

ماهیت بدون رگ خونی قرنیه آن را منحصر به فرد می‌کند.

understanding avascular conditions is crucial for effective therapy.

درک شرایط بدون رگ خونی برای درمان موثر بسیار مهم است.

some tissues remain avascular to prevent inflammation.

برخی از بافت‌ها بدون رگ خونی باقی می‌مانند تا از التهاب جلوگیری کنند.

they observed avascular areas during the surgical procedure.

آنها مناطق بدون رگ خونی را در طول فرآیند جراحی مشاهده کردند.

in avascular zones, healing can be significantly delayed.

در مناطق بدون رگ خونی، بهبودی می‌تواند به طور قابل توجهی به تاخیر بیفتد.

doctors must consider avascular regions when planning surgeries.

پزشکان باید هنگام برنامه ریزی جراحی‌ها مناطق بدون رگ خونی را در نظر بگیرند.

some avascular lesions require special imaging techniques for diagnosis.

برخی از ضایعات بدون رگ خونی نیاز به تکنیک‌های تصویربرداری خاص برای تشخیص دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید