aviarist

[ایالات متحده]/ˈæv.ɪ.ə.rɪst/
[بریتانیا]/ˌæ.vɪ.ə.rɪst/

ترجمه

n. شخصی که پرندگان را به عنوان حیوان خانگی یا برای پرورش نگه می‌دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

aviarist community

جامعه‌ی پرنده‌نگری

passionate aviarist

پرنده‌نگر مشتاق

renowned aviarist

پرنده‌نگر مشهور

amateur aviarist

پرنده‌نگر آماتور

experienced aviarist

پرنده‌نگر با تجربه

avid aviarist

پرنده‌نگر مشتاق

dedicated aviarist

پرنده‌نگر متعهد

veteran aviarist

پرنده‌نگر با سابقه

world-renowned aviarist

پرنده‌نگر مشهور جهانی

جملات نمونه

he dreams of becoming an aviarist one day.

او رویای تبدیل شدن به یک پرنده‌شناس را در یک روز دارد.

the aviarist carefully studied the behavior of the birds.

پرنده‌شناس با دقت رفتار پرندگان را مطالعه کرد.

as an aviarist, she spends her weekends in the field.

همانطور که یک پرنده‌شناس است، آخر هفته‌های خود را در طبیعت می‌گذراند.

the aviarist wrote a book about rare bird species.

پرنده‌شناس کتابی در مورد گونه‌های نادر پرندگان نوشت.

many aviarists participate in bird watching events.

بسیاری از پرنده‌شناسان در رویدادهای تماشای پرندگان شرکت می‌کنند.

the aviarist shared his findings at the conference.

پرنده‌شناس یافته‌های خود را در کنفرانس به اشتراک گذاشت.

she became an aviarist after studying zoology.

او پس از تحصیل در رشته جان‌شناسی به یک پرنده‌شناس تبدیل شد.

the aviarist's passion for birds is evident in her work.

اشتیاق پرنده‌شناس به پرندگان در کار او آشکار است.

he learned a lot from experienced aviarists in the field.

او از پرنده‌شناسان با تجربه در طبیعت چیزهای زیادی آموخت.

the aviarist conducted research on migratory patterns.

پرنده‌شناس تحقیقاتی در مورد الگوهای مهاجرت انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید