awry

[ایالات متحده]/əˈraɪ/
[بریتانیا]/əˈraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. کج; خارج از مسیر
adj. نادرست; تحریف شده

عبارات و ترکیب‌ها

go awry

به هم خوردن

plans gone awry

برنامه‌هایی که به هم خورده‌اند

جملات نمونه

retrieved the ball from the end zone) or to the rectification of unfavorable consequences or the making good of something gone amiss or awry:

بازیابی توپ از منطقه انتهایی) یا برای رفع عواقب نامطلوب یا جبران چیزی که به هم ریخته یا نادرست شده است:

The project went awry due to poor planning.

پروژه به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف از کنترل خارج شد.

Her carefully laid out plans went awry when it started raining.

برنامه‌های دقیق او زمانی که باران شروع شد، به هم ریخت.

The experiment went awry when the equipment malfunctioned.

آزمایش زمانی که تجهیزات خراب شدند، از کنترل خارج شد.

Their relationship went awry after a series of misunderstandings.

رابطه آنها پس از یک سری سوء تفاهمات از هم پاشید.

The party went awry when the guests arrived late.

مهمانی زمانی که مهمانان دیر رسیدند، به هم ریخت.

The company's expansion plans went awry when the economy crashed.

برنامه‌های توسعه شرکت زمانی که اقتصاد سقوط کرد، به هم ریخت.

His attempt to fix the leaky faucet went awry and caused a flood.

تلاش او برای تعمیر شیر آب نشتی‌دار به طور ناموفق بود و باعث سیل شد.

The cooking experiment went awry when she mistook salt for sugar.

آزمایش آشپزی زمانی که او به جای شکر نمک گذاشت، به هم ریخت.

The plan to surprise her on her birthday went awry when she found out beforehand.

برنامه‌ای که برای غافلگیری او در روز تولدش داشتند، زمانی که او از قبل متوجه شد، به هم ریخت.

The hiking trip went awry when they got lost in the woods.

سفر پیاده‌روی آنها زمانی که در جنگل گم شدند، از کنترل خارج شد.

نمونه‌های واقعی

There has long been taxpayer fury when big projects go awry.

همیشه خشم مالیاتی وجود داشته است زمانی که پروژه های بزرگ به هم ریخته اند.

منبع: The Economist (Summary)

In fact, sometimes the plans go horribly awry.

در واقع، گاهی اوقات طرح ها به طرز وحشتناکی به هم می ریزند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But then it rains, our plans go awry.

اما سپس باران می بارد، برنامه های ما به هم می ریزد.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

Something must have gone awry involving the hedgehog gene.

حتماً چیزی در مورد ژن خارپشت اشتباه کرده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

If something goes awry me, then it doesn't go in the way that was planned.

اگر چیزی برایم به هم ریخت، طبق برنامه پیش نمی رود.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

Soon, though, the lyrics go awry.

به زودی، با این حال، متن ترانه ها به هم می ریزد.

منبع: The Economist (Summary)

Notably, the one person who felt that something was awry was Hanks.

باید توجه داشت که تنها کسی که احساس می کرد مشکلی وجود دارد، هِنکس بود.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

Russia's Ministry of Defense claimed it was a Ukrainian anti-aircraft missile that went awry.

وزارت دفاع روسیه ادعا کرد که یک موشک ضدهوایی اوکراینی بوده که به هم ریخته است.

منبع: CNN 10 Student English February 2022 Collection

So, you've heard a couple ways that your presentation can go awry that are louder.

بنابراین، شما چند راهی را شنیده اید که ارائه شما می تواند به هم بریزد که بلندتر است.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

3 bodies were found dead in what is believed to be a drug deal gone awry.

جسد 3 نفر مرده در آنچه به اعتقاد آنها یک معامله مواد مخدر به هم ریخته است، پیدا شد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید