babiroussa

[ایالات متحده]/bəˈbɪˌruːsə/
[بریتانیا]/bəˈbɪˌro͞osa/

ترجمه

n. خوک وحشی بومی اندونزی؛ همچنین به عنوان خوک گوزن شناخته می‌شود.؛ خوک وحشی بومی هند شرقی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

babiroussa hunting expedition

سرکشی شکار بابیروسا

babiroussa conservation efforts

تلاش‌های حفظ بابیروسا

babiroussa habitat destruction

تخریب زیستگاه بابیروسا

babiroussa population decline

کاهش جمعیت بابیروسا

babiroussa meat delicacy

غذای لذیذ گوشت بابیروسا

جملات نمونه

the babiroussa is known for its unique tusks.

بابیروسا به خاطر دندان‌های خاص خود شناخته شده است.

in the wild, the babiroussa is a solitary animal.

در طبیعت، بابیروسا حیوانی گوشه‌گیر است.

conservation efforts are crucial for the babiroussa's survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای بابیروسا بسیار مهم است.

the babiroussa can be found in the forests of indonesia.

بابیروسا را می‌توان در جنگل‌های اندونزی یافت.

many people are fascinated by the babiroussa's appearance.

بسیاری از مردم از ظاهر بابیروسا مجذوب هستند.

babiroussa are herbivorous and mainly eat fruits and leaves.

بابیروساها گیاهخوار هستند و عمدتاً میوه و برگ می‌خورند.

studying the babiroussa helps us understand biodiversity.

مطالعه بابیروسا به ما کمک می‌کند تا تنوع زیستی را درک کنیم.

babiroussa populations are declining due to habitat loss.

جمعیت بابیروسا به دلیل از دست دادن زیستگاه در حال کاهش است.

the babiroussa's tusks can grow to impressive lengths.

دندان‌های بابیروسا می‌توانند به طول‌های چشمگیری برسند.

zoo visitors often enjoy watching the babiroussa.

بازدیدکنندگان باغ وحش اغلب از تماشای بابیروسا لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید