backwardness

[ایالات متحده]/'bækwədnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کُندذهنی، وضعیت عقب ماندگی.
Word Forms

جملات نمونه

But then the British claimed to be rescuing Ireland from the backwardness of obscurantist papism - but forgot to ask the Irish about it.

اما سپس انگلیسی‌ها ادعا کردند که در حال نجات ایرلند از عقب‌ماندگی پاپیسم تاریک‌فکری هستند - اما فراموش کردند از ایرلندی‌ها در مورد آن بپرسند.

The country's economic backwardness is hindering its development.

عقب‌ماندگی اقتصادی کشور، پیشرفت آن را مختل می‌کند.

The backwardness of the region is evident in the lack of infrastructure.

عقب‌ماندگی منطقه در فقدان زیرساخت‌ها آشکار است.

Education is key to overcoming backwardness in rural areas.

آموزش، کلید غلبه بر عقب‌ماندگی در مناطق روستایی است.

Technological backwardness can impede progress in various industries.

عقب‌ماندگی فناوری می‌تواند پیشرفت در صنایع مختلف را مختل کند.

Political backwardness often leads to social instability.

عقب‌ماندگی سیاسی اغلب منجر به بی‌ثباتی اجتماعی می‌شود.

Addressing backwardness requires a comprehensive approach.

رسیدگی به عقب‌ماندگی نیازمند یک رویکرد جامع است.

The backwardness of certain policies is holding back the country's competitiveness.

عقب‌ماندگی برخی سیاست‌ها، رقابت‌پذیری کشور را عقب نگه می‌دارد.

Cultural backwardness can limit a society's progress.

عقب‌ماندگی فرهنگی می‌تواند پیشرفت یک جامعه را محدود کند.

The company's backwardness in adopting new technologies is affecting its growth.

عقب‌ماندگی شرکت در به‌کارگیری فناوری‌های جدید، بر رشد آن تأثیر می‌گذارد.

Overcoming backwardness requires investment in infrastructure and human capital.

غلبه بر عقب‌ماندگی نیازمند سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و سرمایه انسانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید