bacteremias

[ایالات متحده]/bækˈtɪəriəmɪəz/
[بریتانیا]/bak-teer-ee-mee-eez/

ترجمه

n. شرایطی که باکتری‌ها در جریان خون وجود دارند.

جملات نمونه

the patient was diagnosed with multiple bacteremias.

بیمار به عنوان حامل باکتریمی متعدد تشخیص داده شد.

effective treatment can reduce the risk of bacteremias.

درمان موثر می تواند خطر ابتلا به باکتریمی را کاهش دهد.

doctors often check for signs of bacteremias in hospitalized patients.

پزشکان اغلب علائم باکتریمی را در بیماران بستری بررسی می کنند.

bacteremias can lead to serious complications if not treated promptly.

باکتریمی می تواند منجر به عوارض جدی شود اگر به سرعت درمان نشود.

blood cultures are essential for diagnosing bacteremias.

کشت خون برای تشخیص باکتریمی ضروری است.

patients with weakened immune systems are more susceptible to bacteremias.

بیماران با سیستم ایمنی ضعیف بیشتر در معرض خطر ابتلا به باکتریمی هستند.

research is ongoing to understand the causes of bacteremias.

تحقیقات برای درک علل باکتریمی ادامه دارد.

preventive measures can help reduce the incidence of bacteremias.

اقدامات پیشگیرانه می تواند به کاهش بروز باکتریمی کمک کند.

symptoms of bacteremias may include fever and chills.

علائم باکتریمی ممکن است شامل تب و لرز باشد.

prompt diagnosis of bacteremias is crucial for effective treatment.

تشخیص سریع باکتریمی برای درمان موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید