bafflingly simple
بسیار ساده و گیج کننده
bafflingly obvious
بسیار واضح و گیج کننده
bafflingly complex
بسیار پیچیده و گیج کننده
the solution was bafflingly simple once it was explained.
پس از توضیح، راهحل بهطور گیج کنندهای ساده بود.
she remained bafflingly cheerful despite the bad news.
او با وجود خبرهای بد، بهطور گیج کنندهای خوشگذران ماند.
the instructions were bafflingly complex for such a basic task.
دستورالعملها برای چنین وظیفهای بهطور گیج کنندهای پیچیده بود.
he was bafflingly confident about the uncertain outcome.
او در مورد نتیجهای ناپایدار بهطور گیج کنندهای اطمینانآمیز بود.
the policy change was bafflingly inconsistent with previous statements.
تغییر سیاست بهطور گیج کنندهای با اظهارات قبلی ناسازگار بود.
the movie was bafflingly popular despite terrible reviews.
فیلم بهطور گیج کنندهای محبوب بود، با وجود نقدهای بسیار بد.
she stayed bafflingly quiet during the heated argument.
او در طول جدال گرم بهطور گیج کنندهای خاموش ماند.
the answer was bafflingly obvious in hindsight.
پاسخ بهطور گیج کنندهای واضح بود، در نظر بازگشت.
the treatment proved bafflingly ineffective for most patients.
درمان برای بیشتر بیماران بهطور گیج کنندهای نامفید ثابت شد.
he was bafflingly persistent in pursuing his seemingly impossible dream.
او بهطور گیج کنندهای پایبند بود در دنبال کردن رویایی که به نظر میرسد غیرممکن است.
the leader remained bafflingly indifferent to the serious crisis.
رهبر بهطور گیج کنندهای بیتفاوت ماند در مواجهه با بحران جدی.
the simple puzzle was bafflingly difficult for the experts.
پازل ساده برای متخصصان بهطور گیج کنندهای دشوار بود.
he maintained a bafflingly calm exterior despite his inner turmoil.
او با وجود درونزیباییهایش بهطور گیج کنندهای آرامش خارجی حفظ کرد.
the seemingly straightforward rule was bafflingly ambiguous.
قانون به نظر میرسد سادهای بود، اما بهطور گیج کنندهای غامض بود.
her bafflingly generous gesture surprised everyone present.
عملکرد بهطور گیج کنندهای لطفآمیز او همه حاضرین را شگفتزده کرد.
the company's decline was bafflingly rapid.
کاهش شرکت بهطور گیج کنندهای سریع بود.
he was bafflingly honest about his many flaws.
او درباره عیوب زیاد خود بهطور گیج کنندهای صادق بود.
the popular tourist spot was bafflingly empty on a summer day.
مکان گردشگری محبوب در یک روز تابستانی بهطور گیج کنندهای خالی بود.
her bafflingly accurate prediction amazed the scientists.
پیشبینی او بهطور گیج کنندهای دقیق، دانشمندان را شگفتزده کرد.
the ancient technology was bafflingly advanced for its time.
فناوری باستانی بهطور گیج کنندهای پیشرفته برای زمان خود بود.
bafflingly simple
بسیار ساده و گیج کننده
bafflingly obvious
بسیار واضح و گیج کننده
bafflingly complex
بسیار پیچیده و گیج کننده
the solution was bafflingly simple once it was explained.
پس از توضیح، راهحل بهطور گیج کنندهای ساده بود.
she remained bafflingly cheerful despite the bad news.
او با وجود خبرهای بد، بهطور گیج کنندهای خوشگذران ماند.
the instructions were bafflingly complex for such a basic task.
دستورالعملها برای چنین وظیفهای بهطور گیج کنندهای پیچیده بود.
he was bafflingly confident about the uncertain outcome.
او در مورد نتیجهای ناپایدار بهطور گیج کنندهای اطمینانآمیز بود.
the policy change was bafflingly inconsistent with previous statements.
تغییر سیاست بهطور گیج کنندهای با اظهارات قبلی ناسازگار بود.
the movie was bafflingly popular despite terrible reviews.
فیلم بهطور گیج کنندهای محبوب بود، با وجود نقدهای بسیار بد.
she stayed bafflingly quiet during the heated argument.
او در طول جدال گرم بهطور گیج کنندهای خاموش ماند.
the answer was bafflingly obvious in hindsight.
پاسخ بهطور گیج کنندهای واضح بود، در نظر بازگشت.
the treatment proved bafflingly ineffective for most patients.
درمان برای بیشتر بیماران بهطور گیج کنندهای نامفید ثابت شد.
he was bafflingly persistent in pursuing his seemingly impossible dream.
او بهطور گیج کنندهای پایبند بود در دنبال کردن رویایی که به نظر میرسد غیرممکن است.
the leader remained bafflingly indifferent to the serious crisis.
رهبر بهطور گیج کنندهای بیتفاوت ماند در مواجهه با بحران جدی.
the simple puzzle was bafflingly difficult for the experts.
پازل ساده برای متخصصان بهطور گیج کنندهای دشوار بود.
he maintained a bafflingly calm exterior despite his inner turmoil.
او با وجود درونزیباییهایش بهطور گیج کنندهای آرامش خارجی حفظ کرد.
the seemingly straightforward rule was bafflingly ambiguous.
قانون به نظر میرسد سادهای بود، اما بهطور گیج کنندهای غامض بود.
her bafflingly generous gesture surprised everyone present.
عملکرد بهطور گیج کنندهای لطفآمیز او همه حاضرین را شگفتزده کرد.
the company's decline was bafflingly rapid.
کاهش شرکت بهطور گیج کنندهای سریع بود.
he was bafflingly honest about his many flaws.
او درباره عیوب زیاد خود بهطور گیج کنندهای صادق بود.
the popular tourist spot was bafflingly empty on a summer day.
مکان گردشگری محبوب در یک روز تابستانی بهطور گیج کنندهای خالی بود.
her bafflingly accurate prediction amazed the scientists.
پیشبینی او بهطور گیج کنندهای دقیق، دانشمندان را شگفتزده کرد.
the ancient technology was bafflingly advanced for its time.
فناوری باستانی بهطور گیج کنندهای پیشرفته برای زمان خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید