baleen

[ایالات متحده]/ˈbeɪliːn/
[بریتانیا]/ˈbālən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صفحات کراتین که دستگاه تغذیه فیلتر کننده نهنگ‌های باله‌دار را تشکیل می‌دهند.
Word Forms
جمعbaleens

عبارات و ترکیب‌ها

baleen whale

وال کوهی

baleen plates

صفحات بالین

baleen filter

فیلتر بالین

baleen feeding

تغذیه بالین

study baleen whales

مطالعه وال‌های کوهی

baleen whale anatomy

آناتومی وال کوهی

examine baleen structures

بررسی ساختارهای بالین

baleen whale conservation

حفظ و نگهداری وال کوهی

baleen whales migrate

وال‌های کوهی مهاجرت می‌کنند

جملات نمونه

baleen whales filter food from the water.

وال‌های بالینی غذا را از آب فیلتر می‌کنند.

the baleen plates help the whale capture small fish.

صفحات بالینی به دلفین کمک می‌کنند تا ماهی‌های کوچک را به دام بیاندازند.

scientists study baleen to understand whale feeding habits.

دانشمندان باله را مطالعه می‌کنند تا عادات تغذیه دلفین‌ها را درک کنند.

baleen is made of keratin, the same material as human hair.

باله از کراتین ساخته شده است، همان ماده‌ای که موی انسان از آن ساخته شده است.

during the feeding season, baleen whales consume massive amounts of krill.

در طول فصل تغذیه، وال‌های بالینی مقادیر زیادی از خرچنگ کوتوله مصرف می‌کنند.

baleen can be used to make various crafts and tools.

می‌توان از باله برای ساختن صنایع دستی و ابزارهای مختلف استفاده کرد.

some baleen species can grow up to 100 feet long.

برخی از گونه‌های بالینی می‌توانند تا 100 فوت طول داشته باشند.

the baleen whale's unique feeding mechanism is fascinating.

مکانیسم تغذیه منحصر به فرد دلفین بالینی جذاب است.

understanding baleen is crucial for marine conservation efforts.

درک باله برای تلاش‌های حفاظت از دریا ضروری است.

baleen whales are known for their gentle nature.

وال‌های بالینی به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید