ballasting

[ایالات متحده]/ˈbælstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbælstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند یا عمل افزودن بالاست به چیزی، مانند یک کشتی یا ریل راه آهن؛ مواد بالاست که در کشتی‌ها یا راه آهن‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

ballasting a ship

تراکم بار

ballast water discharge

تخلیه آب تراز

ballasting system

سیستم تراکم

ballast tanks

تانک‌های تراکم

ballasting operations

عملیات تراکم

adjusting ballast

تنظیم تراکم

ballast water regulations

مقررات آب تراز

ballasting and deballasting

تراکم و تخلیه تراکم

ballast water management

مدیریت آب تراز

جملات نمونه

ballasting the ship is essential for stability.

توازن بخشیدن به کشتی برای حفظ ثبات ضروری است.

they are ballasting the train to improve its performance.

آنها در حال وزن دادن قطار برای بهبود عملکرد آن هستند.

ballasting helps prevent the vessel from capsizing.

وزن دادن به کشتی به جلوگیری از واژگونی آن کمک می کند.

the engineers discussed ballasting techniques during the meeting.

مهندسان در طول جلسه تکنیک های وزن دادن را مورد بحث قرار دادند.

proper ballasting can enhance the efficiency of the barge.

وزن دادن مناسب می تواند کارایی بارج را افزایش دهد.

ballasting is crucial when transporting heavy cargo.

وزن دادن در هنگام حمل بار سنگین بسیار مهم است.

the team is experimenting with different ballasting materials.

تیم در حال آزمایش مواد وزن دهنده مختلف است.

ballasting practices vary between different types of vessels.

روش های وزن دادن بین انواع مختلف کشتی ها متفاوت است.

they completed the ballasting process before setting sail.

آنها قبل از حرکت، فرآیند وزن دادن را تکمیل کردند.

ballasting can significantly affect a ship's maneuverability.

وزن دادن می تواند به طور قابل توجهی بر توانایی مانور کشتی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید