ballpark

[ایالات متحده]/ˈbɔːlˌpɑːrk/
[بریتانیا]/ˈbɔːlˌpɑːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میدان بیسبال؛ دامنه یا حوزه چیزی؛ یک عدد تقریبی
adj. مربوط به ورزش‌ها، به‌ویژه بیسبال؛ تقریباً صحیح؛ در محدوده چیزی
Word Forms
جمعballparks

عبارات و ترکیب‌ها

in the ballpark

در محدوده

a ballpark figure

یک تخمین حدودی

ballpark estimate

تخمین حدودی

ballpark range

محدوده حدودی

within the ballpark

در محدوده

جملات نمونه

the estimated cost is in the ballpark of $10,000.

هزینه تخمینی در حدود 10000 دلار است.

can you give me a ballpark figure for the project?

آیا می توانید یک عدد تقریبی برای پروژه به من بدهید؟

we need a ballpark estimate before we proceed.

ما قبل از ادامه به یک تخمین تقریبی نیاز داریم.

the ballpark attendance for the event was impressive.

حضور در محل برگزاری رویداد بسیار چشمگیر بود.

his proposal is in the ballpark of what we expected.

پیشنهاد او در حد آنچه انتظار داشتیم بود.

let's try to keep our budget in the ballpark.

سعی کنیم بودجه خود را در محدوده تقریبی نگه داریم.

her salary is in the ballpark of $50,000 per year.

حقوق سالانه او در حدود 50000 دلار است.

we're looking for a ballpark range for the timeline.

ما به دنبال یک محدوده تقریبی برای جدول زمانی هستیم.

that estimate is in the ballpark of our previous costs.

آن تخمین در حد هزینه های قبلی ما است.

can you provide a ballpark amount for the expenses?

آیا می توانید یک مبلغ تقریبی برای هزینه ها ارائه دهید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید