bathtub

[ایالات متحده]/'bɑːθtʌb/
[بریتانیا]/bæθtʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف مستطیلی که برای حمام کردن استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbathtubs

عبارات و ترکیب‌ها

shower over bathtub

دوش بالای وان

bathtub faucet

شیر وان

bathtub drain

دریچه وان

جملات نمونه

a bathtub with a nonslip surface.

یک وان حمام با سطح ضد لغزش

drained the bathtub; drain the pond.

وان حمام را تخلیه کردیم؛ حوض را تخلیه کنید.

I was filling the bathtub and I left the water running too long, so it overflew.

من داشتم وان حمام را پر می‌کردم و اجازه دادم آب بیش از حد طولانی جاری شود، بنابراین سرریز شد.

Simple Bathtub, Shower Cabin, Computerized Steam Room, SAUNA Room, Hydropathy Massage Bed, Whirlpool Bathtub.... Suit or ADS is a small one-man man-shaped...

وان حمام ساده، کابین دوش، اتاق بخار کامپیوتری، اتاق سونا، تخت ماساژ هیدروتراپی، وان جکوزی... لباس یا ADS یک آدم کوچک و مرد شکل است...

At Miss Jones' home, she was tied in the poky bathtub with adhesive tape by Mr.Jackson.She became Mr.Jackson's jeton to negotiate with the policemen.

در خانه خانم جونز، او با نوار چسب توسط آقای جکسون در وان حمام کوچک بسته شد. او به جِتون آقای جکسون برای مذاکره با پلیس ها تبدیل شد.

The German aerialist submerges his half-naked body in a bathtub filled with water then propels himself up a rope to fly, twist and spurt water.

آکروبات آلمانی بدنش را که تا حدودی برهنه است در وان حمام پر از آب غوطه‌ور می‌کند و سپس با استفاده از طناب به سمت بالا پرتاب می‌کند تا پرواز کند، بچرخد و آب را پاشر کند.

Most guest rooms offer private bathrooms with bathtub or shower, and all accommodations feature cable TV, wireless Internet access, radio, telephone, hair dryer and a writing desk.

اکثر اتاق‌های مهمان دارای حمام خصوصی با وان یا دوش هستند و همه اقامتگاه‌ها دارای تلویزیون کابلی، دسترسی به اینترنت بی‌سیم، رادیو، تلفن، سشوار و یک میز تحریر هستند.

Amenities include a private bathroom with bathtub and shower, tea & coffee making facilities, safe, air conditioning, 37" plasma TV, DVD Player, and balcony with layback lounges.

امکانات شامل یک حمام خصوصی با وان و دوش، امکانات تهیه چای و قهوه، گاوصندوق، تهویه مطبوع، تلویزیون پلاسما 37 اینچی، پخش‌کننده DVD و بالکن با صندلی‌های استراحت.

نمونه‌های واقعی

" This is a bathtub with no drain."

این یک وان حمام بدون زهکشی است.

منبع: VOA Slow English - America

The first apartment I ever had, had a bathtub in the kitchen.

اولین آپارتمانی که تا به حال داشتم، یک وان حمام در آشپزخانه داشت.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

So I can be using the sink and somebody else can use the bathtub.

بنابراین من می‌توانم از سینک ظرف‌ها استفاده کنم و شخص دیگری می‌تواند از وان حمام استفاده کند.

منبع: Listening Digest

In fact, if you could find a bathtub big enough, Saturn would float in it!

در واقع، اگر وان حمامی به اندازه کافی بزرگ پیدا می‌کردید، زحل در آن شناور می‌شد!

منبع: Crash Course Astronomy

We'll take this bathtub and put it in the roof.

ما این وان حمام را برمی‌داریم و آن را روی پشت‌بام می‌گذاریم.

منبع: Modern Family - Season 08

Dalton Trumbo. He wrote in the bathtub.

دالتون ترامبو. او در وان حمام می‌نوشت.

منبع: Modern Family - Season 08

A tub, " tub, " sometimes called a bathtub, is a place where you put water.

وان، گاهی اوقات وان حمام نامیده می‌شود، مکانی است که شما آب در آن قرار می‌دهید.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Can we do it in the bathtub? Why?

آیا می‌توانیم آن را در وان حمام انجام دهیم؟ چرا؟

منبع: American Horror Story Season 1

Bathtubs and showers were the perfect enclosed environment.

وان‌ها و دوش‌ها محیطی سرپوشیده و ایده‌آل بودند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2016 Collection

Ebbers', Ebbers' sloe gin made in your bathtub.

شراب سloe ایبرز، که در وان حمام شما درست شده است.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید