becquerel

[ایالات متحده]/bɛkəˈrɛl/
[بریتانیا]/bɛkərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد رادیواکتیویته، برابر با یک تجزیه هسته‌ای در ثانیه.

عبارات و ترکیب‌ها

becquerel per second

بِکِ‌رِل در ثانیه

measure in becquerels

اندازه‌گیری به بِکِ‌رِل

low-level becquerel reading

خواندن بِکِ‌رِل سطح پایین

جملات نمونه

the unit of radioactivity is the becquerel.

واحد رادیواکتیویته، بکوئرل است.

we measured the radiation in becquerels.

ما تشعشعات را به بکوئرل اندازه‌گیری کردیم.

high levels of becquerel can indicate contamination.

سطوح بالای بکوئرل می‌تواند نشان‌دهنده آلودگی باشد.

the safety limit is set in becquerels per kilogram.

حد مجاز ایمنی بر اساس بکوئرل در هر کیلوگرم تعیین می‌شود.

scientists often report findings in becquerels.

دانشمندان اغلب یافته‌ها را به بکوئرل گزارش می‌کنند.

understanding becquerels is crucial for radiation safety.

درک بکوئرلها برای ایمنی تشعشعات بسیار مهم است.

the becquerel is named after henri becquerel.

بکوئرل نامگذاری شده به افتخار هنری بکوئرل است.

radon gas can emit high levels of becquerel.

گاز رادون می‌تواند سطوح بالایی از بکوئرل منتشر کند.

we need to calibrate the detector in becquerels.

ما باید آشکارساز را بر اساس بکوئرل کالیبره کنیم.

the report detailed the becquerel levels in the area.

گزارش سطح بکوئرل در منطقه را شرح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید