beefiness

[ایالات متحده]/ˈbiːfɪnəs/
[بریتانیا]/ˈbifɪnəs/

ترجمه

n. رشد عضلانی؛ بدنی ورزشی (بدنی مانند گوشت)

عبارات و ترکیب‌ها

sound has beefiness

صدای دارای غنا

beefiness in sound

غنا در صدا

adds beefiness

غنا اضافه می‌کند

full of beefiness

پر از غنا

the beefiness

غنا

beefiness and depth

غنا و عمق

beefiness to

به غنا

natural beefiness

غنای طبیعی

beefiness of sound

غنای صدا

rich beefiness

غنای غنی

جملات نمونه

the wrestler's impressive beefiness made him intimidating in the ring.

قدرت بدنی چشمگیر کشتی‌گیر باعث می‌شد در رینگ ترسناک به نظر برسد.

despite his height, there was a surprising beefiness to his arms.

با وجود قدش، در بازوهایش یک عضلانیت غیرمنتظره وجود داشت.

the bodybuilder's beefiness was the result of years of dedicated training.

عضلانیت بدنساز به سال‌ها آموزش اختصاصی او باز می‌گردد.

she admired the natural beefiness of her father's robust build.

او از عضلانیت طبیعی و ساختار قوی پدرش تحسین می‌کرد.

the football player's obvious beefiness helped him tackle opponents effectively.

عضلانیت آشکار بازیکن فوتبال به او کمک کرد تا به طور موثر حریفان را متوقف کند.

the security guard's sheer beefiness deterred any potential troublemakers.

عضلانیت محض نگهبان امنیتی، هرگونه مزاحم احتمالی را منصرف می‌کرد.

his unexpected beefiness contradicted his initially slender appearance.

عضلانیت غیرمنتظره‌اش با ظاهر اولیه لاغرش در تضاد بود.

the boxer developed remarkable beefiness through intense workout routines.

بوکسور از طریق روتین‌های تمرینی شدید، عضلانیت قابل توجهی را توسعه داد.

the construction worker's arms showed genuine beefiness from years of physical labor.

بازوهای کارگر ساختمانی نشان‌دهنده عضلانیت واقعی ناشی از سال‌ها کار فیزیکی بود.

the actor's beefiness for the role required months of strength training.

برای ایفای این نقش، عضلانیت بازیگر به ماه‌ها آموزش قدرتی نیاز داشت.

the champion's imposing beefiness was evident in his powerful stance.

عضلانیت تحمیل‌آمیز قهرمان در حالت ایستاده قدرتمندش آشکار بود.

the farmer's calloused hands reflected the beefiness of a lifetime working the land.

دست‌های زبر و خشن کشاورز، نشان‌دهنده عضلانیتی بود که از یک عمر کار در مزرعه ناشی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید