beehive

[ایالات متحده]/'biːhaɪv/
[بریتانیا]/'bihaɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری که در آن زنبورها نگهداری می‌شوند، معمولاً مجموعه‌ای از قاب‌های چوبی که زنبورها در آن‌ها شان عسل می‌سازند.
Word Forms
جمعbeehives

جملات نمونه

the church became a beehive of activity.

کلیسای مملو از فعالیت شد.

the cellular construction of a beehive; the cellular nature of plant and animal tissue.

ساختار سلولی لانه زنبور؛ طبیعت سلولی بافت گیاهی و حیوانی.

I stuck my hand in the beehive and was stung three times!

دستم را در لانه زنبور کردم و سه بار نیش زدم!

Amy Winehouse -- "Exploding beehives above, tacky polka-dots below, she's part 50's carhop horror.

امی وینهاوس -- "لانه‌های زنبور منفجر شده در بالا، خال خال‌های ارزان در پایین، او بخشی از وحشت کارگران پارکینگ دهه 50 است."

More serious is, partial manufacturer makes beehive shape material with presspaper actually, reoccupy glue is secured inside door plank.

جدی تر این است که، تولید کننده جزئی مواد با شکل لانه زنبور را با کاغذ پرس شده در واقع می سازد، چسب دوباره در داخل الو در بسته است.

نمونه‌های واقعی

Victor's team install beehive fences to protect farmers' crops.

تیم ویکتور نرده‌های کندو را برای محافظت از محصولات کشاورزان نصب می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

This is Bret Adee opening one of his 72,000 beehives.

این برت آدِی است که یکی از 72000 کندوی عسل خود را باز می‌کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Why in the world would you need to have data connected beehive, David?

دیوید، چرا اصلاً به یک کندوی متصل به داده نیاز دارید؟

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

He needs to build up his strength to deliver the beehives tomorrow, remember.'

به یاد داشته باشید، او باید برای تحویل کندوهای عسل فردا، قدرت خود را افزایش دهد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Well, it's mostly held up by beehives.

خب، بیشتر اوقات توسط کندوهای عسل نگه داشته می‌شود.

منبع: Modern Family - Season 07

At once Jack picked up the nearest beehive and threw it at the hurrying soldiers.

جک بلافاصله نزدیک‌ترین کندوی عسل را برداشت و به سربازان شتابان پرتاب کرد.

منبع: American Elementary School English 3

So, I climbed high into a tree and hit a beehive with a stick...several times.

پس، من بالا به درخت رفتم و با یک چوب به کندوی عسل ضربه زدم...چند بار.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

We're basically tricking the elephants into thinking there are more beehives than there really are.

ما اساساً فیل‌ها را فریب می‌دهیم تا فکر کنند کندوهای عسل بیشتری وجود دارد تا واقعاً وجود دارد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Caroline, if you hit a beehive with a stick and reach inside, you might get stung.

کیرولین، اگر با یک چوب به کندوی عسل ضربه زدید و داخل آن را دسترسی پیدا کردید، ممکن است نیش بزنید.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

The boys have hit the jackpot — a beehive.

پسرها جایزه بزرگ را پیدا کرده‌اند — یک کندوی عسل.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید