belfry

[ایالات متحده]/'belfrɪ/
[بریتانیا]/'bɛlfri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برج ناقوس؛ برجی یا گنبدی که زنگ‌ها را در خود جای داده است، به ویژه در یک کلیسا.
Word Forms
جمعbelfries

جملات نمونه

a belfry full of curious notions

گلدسته‌ای پر از ایده‌های عجیب و غریب

Every bat flying out of the belfry a lost cause, every whoopla a groan over the radio from the private trenches of the damned.

هر خفاشی که از گلدسته پرواز می‌کند، یک دلیل شکست است، هر تشویق و شادی، یک ناله از رادیو در سنگرهای خصوصی نفرین‌شده.

The old church had a beautiful belfry.

کلیسای قدیمی دارای یک گلدسته زیبا بود.

The bells in the belfry rang loudly.

زنگ‌ها در گلدسته به صدا درآمدند.

The bats found refuge in the belfry.

خفاش‌ها در گلدسته پناه گرفتند.

The belfry towered over the town square.

گلدسته بر میدان شهر سربرگرفته بود.

The belfry was a prominent feature of the cathedral.

گلدسته یک ویژگی برجسته کلیسا بود.

The church's belfry was damaged in the storm.

گلدسته کلیسا در طوفان آسیب دید.

The sound of the bells from the belfry could be heard throughout the village.

صدای زنگ‌ها از گلدسته در سراسر روستا شنیده می‌شد.

The belfry provided a panoramic view of the surrounding countryside.

گلدسته منظره‌ای پانوراما از حومه اطراف را ارائه می‌داد.

The children loved to play hide-and-seek in the belfry.

بچه‌ها عاشق بازی گشت و پیدا در گلدسته بودند.

The belfry was a popular nesting spot for pigeons.

گلدسته یک مکان محبوب لانه‌سازی برای کبوترها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید