benediction

[ایالات متحده]/ˌbenɪ'dɪkʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'bɛnə'dɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برکت (که در پایان یک مراسم عبادت داده می‌شود)؛ یک دعا برای برکت الهی (در کلیسای کاتولیک رومی)؛ یک عمل مهربانی یا لطف؛ یک رویداد خوش‌شانس.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

receive a benediction

دریافت برکت

give a benediction

ارائه برکت

benediction ceremony

مراسم برکت

جملات نمونه

give the benediction

ارائه برکت

Such is the power of a single prayer in desperation - and such is the benediction moon of Krsna's causeless mercy.

این قدرت یک دعا در ناامیدی است - و این ماه برکت رحمت بی‌سبب کشنو است.

The priest pronounced a benediction over the couple at the end of the marriage ceremony.

کشیش در پایان مراسم عروسی بر روی زوج دعا کرد.

receive a benediction from the priest

دریافت برکت از کشیش

offer a benediction at the end of the ceremony

ارائه برکت در پایان مراسم

benediction before a meal

برکت قبل از غذا

benediction for a happy marriage

برکت برای یک ازدواج خوشحال

benediction upon the newborn baby

برکت بر نوزاد تازه متولد شده

benediction for peace and harmony

برکت برای صلح و هماهنگی

benediction during a religious service

برکت در طول یک مراسم مذهبی

benediction for a successful journey

برکت برای یک سفر موفق

benediction for healing and strength

برکت برای شفاء و قدرت

benediction at the end of a church service

برکت در پایان یک مراسم کلیسا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید