beseeching

[ایالات متحده]/[bɪˈsiːtʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[bɪˈsiːtʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور جدی یا خواستار گریستن؛ خواستن.
adj. بیان کننده درخواست جدی یا خشکان.

عبارات و ترکیب‌ها

beseeching eyes

چشمان درخواست کننده

beseeching him

درخواست کردن از او

beseeching voice

صوت درخواست کننده

beseeching manner

رویکرد درخواست کننده

beseeching look

نگاه درخواست کننده

beseeching tone

نبرد درخواست کننده

being beseeching

در حال درخواست کردن

found beseeching

یافته شده درخواست کننده

standing beseeching

ایستاده درخواست کننده

softly beseeching

نرم درخواست کردن

جملات نمونه

she was beseeching him to reconsider their decision.

او از او می‌خواست که تصمیم‌شان را دوباره در نظر بگیرد.

the child was beseeching his mother for a cookie.

کودک از مادرش یک کوکی می‌خواست.

he was beseeching the audience for their understanding.

او از حاضران می‌خواست که درکشان را نشان دهند.

beseeching the heavens, she prayed for a miracle.

درخواست از آسمان، او برای یک معجزه دعا کرد.

the lawyer was beseeching the jury to find him innocent.

دادگستر از هیت جرایم می‌خواست که او را بی‌گناه بیابند.

beseeching her friend, she asked for help with the project.

درخواست از دوستش، او از کمک در پروژه‌ای خواست.

he was beseeching the company to offer him a promotion.

او از شرکت می‌خواست که به او یک پیشنهاد ارتقا دهد.

beseeching the doctor, she inquired about the test results.

درخواست از پزشک، او درباره نتایج آزمایش‌ها سوال کرد.

the beggar was beseeching passersby for spare change.

خواлиان از عبور کنندگان برای یک پول باقی می‌خواست.

beseeching his team, he urged them to try harder.

درخواست از تیمش، او آن‌ها را تشویق کرد تا سخت‌تر تلاش کنند.

she was beseeching the authorities to investigate the matter.

او از مقامات می‌خواست که این موضوع را تحقیق کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید