bigamist

[ایالات متحده]/ˈbɪɡəmɪst/
[بریتانیا]/ˈbɪɡəˌmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در حالی که به طور قانونی با شخص دیگری ازدواج کرده است، وارد یک ازدواج می‌شود.
Word Forms
جمعbigamists

عبارات و ترکیب‌ها

bigamist's crimes

جرایم یکدیگرباز

expose the bigamist

افشای یکدیگرباز

become a bigamist

تبدیل شدن به یکدیگرباز

a notorious bigamist

یک یکدیگرباز بدنام

bigamist's deceit

فریبکاری یکدیگرباز

convicted bigamist

یکدیگرباز محکوم

جملات نمونه

the bigamist was arrested for marrying two women at the same time.

بزرگ‌همسر به اتهام ازدواج همزمان با دو زن دستگیر شد.

being a bigamist is illegal in many countries.

بزرگ‌همسری در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.

she discovered that her husband was a bigamist after finding his marriage certificate.

او متوجه شد که شوهرش بزرگ‌همسر است پس از یافتن گواهی ازدواجش.

the bigamist faced serious legal consequences for his actions.

بزرگ‌همسر به دلیل اقداماتش با عواقب قانونی جدی روبرو شد.

many people are shocked to learn that he was a bigamist.

بسیاری از مردم از اینکه متوجه شوند او بزرگ‌همسر بوده شوکه شده‌اند.

the documentary explored the life of a bigamist and his multiple families.

مستند زندگی یک بزرگ‌همسر و خانواده‌های متعددش را بررسی کرد.

she confronted her bigamist partner about his double life.

او شریک زندگی بزرگ‌همسرش را در مورد زندگی دوگانه‌اش مواجه کرد.

the bigamist's story was both fascinating and tragic.

داستان بزرگ‌همسر هم جذاب و هم غم‌انگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید