bikinis

[ایالات متحده]/[ˈbɪkɪni]/
[بریتانیا]/[ˈbɪkɪni]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس شنا دو قطعه‌ای برای زنان؛ یک سلاح هسته‌ای کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

wearing bikinis

پوشیدن بیکینی

new bikinis

بیکینی جدید

bright bikinis

بیکینی روشن

buying bikinis

خرید بیکینی

cute bikinis

بیکینی زیبا

hot bikinis

بیکینی گرم

striped bikinis

بیکینی مارکه

love bikinis

علاقه مندی به بیکینی

show bikinis

نمایش بیکینی

selling bikinis

فروش بیکینی

جملات نمونه

she packed several bikinis for her beach vacation.

او چند کیفیت شنا برای تعطیلات دریایی خود پیکربندی کرد.

the shop displayed a wide range of colorful bikinis.

فروشگاه یک محدوده وسیع از کیفیت شناهای رنگارنگ نمایش داد.

he admired the intricate designs on her new bikini.

او طرح‌های پیچیده روی کیفیت شنا جدید او را تحسین کرد.

the magazine featured models wearing stylish bikinis.

مجله مدل‌هایی را که کیفیت شناهای مدرن پوشیده بودند، نمایش داد.

she felt confident and beautiful in her favorite bikini.

او در کیفیت شنا مورد علاقه‌اش احساس اعتماد به نفس و زیبایی می‌کرد.

the online store offered discounted bikinis during the sale.

فروشگاه آنلاین در حین فروش، کیفیت شناهای تخفیف‌دار ارائه داد.

they spent the afternoon lounging on the beach in their bikinis.

آن‌ها بعدازظهر را روی دریا در کیفیت شناهایشان گذراندند.

the fabric of the bikini was soft and comfortable.

پارچه کیفیت شنا نرم و راحت بود.

she carefully selected a bikini that flattered her figure.

او با دقت یک کیفیت شنا انتخاب کرد که شکم خود را زیباتر می‌کرد.

the children weren't allowed near the pool in their bikinis.

کودکان در کیفیت شناهایشان نزدیک استخر مجاز نبودند.

she bought a matching bikini and cover-up for the trip.

او یک کیفیت شنا و یک لباس پوشاننده متناسب برای سفر خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید