bile-related

[ایالات متحده]/[ˈbaɪl rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈbaɪl rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل گال، مربوط به کیسه صفоی یا عملکرد آن؛ دارای تلخی یا ناراحتی؛ تیز.

عبارات و ترکیب‌ها

bile-related issues

مشکلات مرتبط با کلیه

bile-related pain

درد مرتبط با کلیه

bile-related symptoms

симptom‌های مرتبط با کلیه

investigating bile-related

بررسی موارد مرتبط با کلیه

bile-related disorders

اختلالات مرتبط با کلیه

bile-related function

کارکرد مرتبط با کلیه

experiencing bile-related

تجربه موارد مرتبط با کلیه

bile-related complications

پیچیدگی‌های مرتبط با کلیه

ruling out bile-related

نفی موارد مرتبط با کلیه

severe bile-related

مورد جدی مرتبط با کلیه

جملات نمونه

the patient underwent surgery to address his bile-related complications.

بیمار جراحی برای رفع عوارض مرتبط با صفرا خود را تجربه کرد.

further investigation is needed to determine the cause of the bile-related distress.

برای تشخیص علت درد مرتبط با صفرا، تحقیقات بیشتری لازم است.

the doctor suspected a bile-related issue after reviewing the lab results.

پس از بررسی نتایج آزمایش‌ها، پزشک یک مشکل مرتبط با صفرا را مشکوک شد.

medication was prescribed to manage the patient's bile-related symptoms.

دارویی برای کنترل علائم مرتبط با صفرا بیمار نسخه داده شد.

the scan revealed a potential obstruction causing bile-related pain.

اسکن یک مسدود شدن احتمالی را که باعث درد مرتبط با صفرا می‌شود، نشان داد.

lifestyle changes were recommended to mitigate bile-related discomfort.

تغییرات در سبک زندگی برای کاهش ناراحتی مرتبط با صفرا توصیه شد.

the specialist focused on diagnosing the underlying bile-related condition.

متخصص روی تشخیص بیماری مرتبط با صفرا متمرکز شد.

monitoring liver function is crucial in cases of suspected bile-related disease.

بررسی عملکرد کبد در موارد مشکوک به بیماری مرتبط با صفرا حائز اهمیت است.

the research explored the link between diet and bile-related health outcomes.

این تحقیق رابطه بین رژیم غذایی و نتایج سلامتی مرتبط با صفرا را بررسی کرد.

post-operative care is essential to prevent bile-related infections.

مراقبت پس از جراحی برای جلوگیری از عفونت‌های مرتبط با صفرا ضروری است.

the report detailed the patient's history of bile-related problems.

گزارش سابقه مشکلات مرتبط با صفرا بیمار را به طور جزئی توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید