bilirubins

[ایالات متحده]/bɪˈlɪˌrʊbɪnz/
[بریتانیا]/baɪˈlɪˌrʊbɪnz/

ترجمه

n. رنگدانه زردی که در کبد در طی تجزیه طبیعی سلول‌های قرمز خون تشکیل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

elevated bilirubins

بیلی روبین های افزایش یافته

bilirubin levels

سطح بیلی روبین

total bilirubins test

تست بیلی روبین کل

bilirubin metabolism

متابولیسم بیلی روبین

conjugated bilirubins

بیلی روبین کونژوگه

unconjugated bilirubins

بیلی روبین غیر کونژوگه

bilirubinuria

بیلی روبینوری

جملات نمونه

high levels of bilirubins can indicate liver problems.

سطوح بالای بیلی روبین می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات کبدی باشد.

doctors often check bilirubins during routine blood tests.

پزشکان اغلب بیلی روبین را در طول آزمایشات خون روتین بررسی می‌کنند.

elevated bilirubins may cause jaundice in patients.

بیلی روبین‌های بالا ممکن است باعث زردی در بیماران شود.

newborns frequently have their bilirubins monitored.

نوزادان اغلب به طور مکرر بیلی روبین خود را کنترل می‌کنند.

excess bilirubins can lead to serious health issues.

بیلی روبین‌های اضافی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

understanding bilirubins is crucial for diagnosing liver diseases.

درک بیلی روبین برای تشخیص بیماری‌های کبدی بسیار مهم است.

patients with high bilirubins should consult a specialist.

بیمارانی که سطح بیلی روبین بالایی دارند باید با یک متخصص مشورت کنند.

testing for bilirubins is a common practice in medicine.

تست برای بیلی روبین یک روش معمول در پزشکی است.

bilirubins are a byproduct of red blood cell breakdown.

بیلی روبین یک محصول جانبی از تجزیه سلول‌های خونی قرمز است.

monitoring bilirubins helps assess liver function.

کنترل بیلی روبین به ارزیابی عملکرد کبد کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید