billowy clouds
ابرپوش
billowy waves
امواج پُرزرخ
billowy curtains
پردههای پُرزرخ
a billowy dress
لباسی پُرزرخ
billowy sleeves
آستینهای پُرزرخ
a billowy meadow
چمنزار پُرزرخ
billowy hair
موهای پُرزرخ
a billowy landscape
مناظر پُرزرخ
the billowy clouds floated across the sky.
ابرهای پف دار در سراسر آسمان شناور بودند.
she wore a dress with billowy sleeves that danced in the wind.
او لباسی با آستین های پف دار پوشیده بود که در باد می رقصید.
they enjoyed a picnic on the billowy grass of the meadow.
آنها از پیک نیک روی چمن های پف دار چمنزار لذت بردند.
the billowy waves crashed against the shore.
امواج پف دار به ساحل برخورد کردند.
her hair flowed in billowy waves down her back.
موهایش به شکل امواج پف دار در امتداد پشتش جریان داشت.
the billowy curtains swayed gently in the breeze.
پرده های پف دار به آرامی در نسیم تاب می خوردند.
he admired the billowy landscape of the rolling hills.
او از منظره پف دار تپه های نوردیده تحسین کرد.
billowy smoke rose from the campfire.
دود پف دار از آتشگاه بلند شد.
the dress had a billowy silhouette that flattered her figure.
لباس دارای یک خط کمر پف دار بود که به اندام او می آمد.
on a sunny day, the billowy sails of the boats looked magnificent.
در یک روز آفتابی، بادبان های پف دار قایق ها باشکوه به نظر می رسیدند.
billowy clouds
ابرپوش
billowy waves
امواج پُرزرخ
billowy curtains
پردههای پُرزرخ
a billowy dress
لباسی پُرزرخ
billowy sleeves
آستینهای پُرزرخ
a billowy meadow
چمنزار پُرزرخ
billowy hair
موهای پُرزرخ
a billowy landscape
مناظر پُرزرخ
the billowy clouds floated across the sky.
ابرهای پف دار در سراسر آسمان شناور بودند.
she wore a dress with billowy sleeves that danced in the wind.
او لباسی با آستین های پف دار پوشیده بود که در باد می رقصید.
they enjoyed a picnic on the billowy grass of the meadow.
آنها از پیک نیک روی چمن های پف دار چمنزار لذت بردند.
the billowy waves crashed against the shore.
امواج پف دار به ساحل برخورد کردند.
her hair flowed in billowy waves down her back.
موهایش به شکل امواج پف دار در امتداد پشتش جریان داشت.
the billowy curtains swayed gently in the breeze.
پرده های پف دار به آرامی در نسیم تاب می خوردند.
he admired the billowy landscape of the rolling hills.
او از منظره پف دار تپه های نوردیده تحسین کرد.
billowy smoke rose from the campfire.
دود پف دار از آتشگاه بلند شد.
the dress had a billowy silhouette that flattered her figure.
لباس دارای یک خط کمر پف دار بود که به اندام او می آمد.
on a sunny day, the billowy sails of the boats looked magnificent.
در یک روز آفتابی، بادبان های پف دار قایق ها باشکوه به نظر می رسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید