biocentricity

[ایالات متحده]/[ˌbaɪoʊˈsɛntrɪsɪti]/
[بریتانیا]/[ˌbaɪoʊˈsɛntrɪsɪti]/

ترجمه

n. باور به اینکه زمین و تمام زیستی‌های روی آن از اهمیت اولیه‌ای برخوردارند و فعالیت‌های انسانی باید زیر مجموعه نیازهای محیط زیست باشند؛ یک دیدگاه جهانی که موجودات زنده را در مرکز دغدغه‌های خود قرار می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

biocentricity perspective

نگاه بیوسانتریسم

promoting biocentricity

تبلیغ بیوسانتریسم

biocentricity ethics

اخلاق بیوسانتریسم

embracing biocentricity

پذیرش بیوسانتریسم

biocentricity approach

رویکرد بیوسانتریسم

questioning biocentricity

چالش گذاری بیوسانتریسم

understanding biocentricity

فهم بیوسانتریسم

biocentricity values

ارزش‌های بیوسانتریسم

rejecting biocentricity

رد بیوسانتریسم

applying biocentricity

کاربرد بیوسانتریسم

جملات نمونه

the film explored the concept of biocentricity and its implications for environmental policy.

فیلم مفهوم بیوسانتریسم و پیامدهای آن برای سیاست محیط زیست را بررسی کرد.

her philosophical stance was rooted in a deep biocentricity, valuing all life equally.

وضعیت فلسفی او در یک بیوسانتریسم عمیق پایه‌ریزی شده بود و تمام زیستی‌ها را به‌طور مساوی ارزشمند می‌دانست.

advocates of biocentricity often challenge anthropocentric views of the natural world.

تبلیغ‌کنندگان بیوسانتریسم اغلب دیدگاه‌های آنتروپوسانتریسمی جهان طبیعی را چالش می‌گیرند.

a biocentric approach to conservation prioritizes the well-being of entire ecosystems.

رویکرد بیوسانتریسمی به حفاظت اولویت دادن به سلامت کل اکوسیستم‌ها را دارد.

the debate over resource allocation often highlights the tension between biocentricity and economic growth.

مباحثه درباره تخصیص منابع اغلب تنش بین بیوسانتریسم و رشد اقتصادی را نمایان می‌کند.

biocentricity suggests that humans are just one part of a larger, interconnected web of life.

بیوسانتریسم نشان می‌دهد که انسان‌ها تنها بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر و مرتبط زندگی هستند.

the author's biocentric worldview shaped their writing on climate change and sustainability.

دیدگاه جهانی بیوسانتریسمی نویسنده محتوای نوشته‌های او درباره تغییرات اقلیمی و پایداری را شکل داد.

understanding biocentricity is crucial for developing ethical frameworks for environmental stewardship.

فهم بیوسانتریسم برای توسعه چارچوب‌های اخلاقی برای مدیریت محیط زیست ضروری است.

the company adopted a biocentric business model, minimizing their environmental impact.

شرکت یک مدل کسب و کار بیوسانتریسمی را پذیرفته و تأثیر محیط زیستی خود را به حداقل می‌رساند.

critics argue that biocentricity can be impractical in addressing real-world problems.

انتقادات می‌گویند که بیوسانتریسم ممکن است در حل مسائل دنیای واقعی غیرعملی باشد.

she championed biocentric policies to protect endangered species and their habitats.

او سیاست‌های بیوسانتریسمی را ترویج داد تا گونه‌های در معرض خطر و زیستگاه‌های آن‌ها را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید