biogeocological

[ایالات متحده]/[ˌbaɪoʊdʒiːəˈkɒlɪdʒɪkl]/
[بریتانیا]/[ˌbaɪoʊdʒiːəˈkɒlɪdʒɪkl]/

ترجمه

adj. مربوط به تعامل موجودات زنده با محیط آنها، شامل عوامل زمین‌شناختی؛ مربوط به مطالعه تعاملات بین موجودات زنده و محیط آنها، با در نظر گرفتن تأثیرات زمین‌شناختی.

عبارات و ترکیب‌ها

biogeocological study

مطالعه بیوژئوشنیمی

conducting biogeocological

انجام بیوژئوشنیمی

biogeocological factors

عوامل بیوژئوشنیمی

assessing biogeocological

ارزیابی بیوژئوشنیمی

biogeocological impact

تأثیر بیوژئوشنیمی

complex biogeocological

بیوژئوشنیمی پیچیده

biogeocological processes

فرآیندهای بیوژئوشنیمی

analyzing biogeocological

تحلیل بیوژئوشنیمی

understanding biogeocological

فهم بیوژئوشنیمی

global biogeocological

بیوژئوشنیمی جهانی

جملات نمونه

the biogeocological processes shaping the amazon rainforest are incredibly complex.

فرآیندهای بیوژئوشنئولوژیکی شکل دادن به جنگل های مناطق گرمسیری آمازون بسیار پیچیده اند.

understanding biogeocological cycles is crucial for effective environmental management.

فهم چرخه های بیوژئوشنئولوژیکی برای مدیریت محیط زیست مؤثر ضروری است.

we studied the biogeocological interactions within the coastal wetland ecosystem.

ما تعاملات بیوژئوشنئولوژیکی در سیستم اکوسیستم زیستگاه های ساحلی را مطالعه کردیم.

the research focused on the biogeocological effects of climate change on tundra ecosystems.

پژوهش روی اثرات بیوژئوشنئولوژیکی تغییرات اقلیمی بر سیستم های اکوسیستمی توندرا متمرکز بود.

a holistic approach is needed to analyze the biogeocological system of the lake.

برای تحلیل سیستم بیوژئوشنئولوژیکی دریاچه نیاز به رویکردی جامع است.

the biogeocological feedback loops significantly influence carbon sequestration rates.

حلقه های بازخورد بیوژئوشنئولوژیکی به طور قابل توجهی نرخ جذب کربن را تحت تأثیر قرار می دهند.

changes in land use can dramatically alter the biogeocological balance of a region.

تغییرات در استفاده از زمین می تواند تعادل بیوژئوشنئولوژیکی یک منطقه را به طور محسوسی تغییر دهد.

the project investigated the biogeocological consequences of introducing invasive species.

پروژه عواقب بیوژئوشنئولوژیکی معرفی گونه های مهاجر را بررسی کرد.

biogeocological modeling helps predict the impact of pollution on soil health.

مدل سازی بیوژئوشنئولوژیکی به پیش بینی تأثیر آلودگی بر سلامت خاک کمک می کند.

the team analyzed the long-term biogeocological trends in the coral reef system.

تیم روند های بیوژئوشنئولوژیکی بلند مدت در سیستم ریف های گلی را تحلیل کرد.

restoring degraded lands requires a deep understanding of biogeocological principles.

بازیابی زمین های فرسوده نیاز به درک عمیق از اصول بیوژئوشنئولوژیکی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید