biologism

[ایالات متحده]/baɪˈɒlɒdʒɪzəm/
[بریتانیا]/bʌɪˈɑːlɑːdʒɪzəm/

ترجمه

n. باوری که عوامل بیولوژیکی به طور عمده مسئول رفتار اجتماعی و پدیده‌ها هستند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

biologism in action

بیولوژیسم در عمل

critique of biologism

انتقاد از بیولوژیسم

challenges to biologism

چالش‌های مربوط به بیولوژیسم

debates surrounding biologism

بحث‌های پیرامون بیولوژیسم

جملات نمونه

biologism often influences modern scientific theories.

بی‌اشخاص‌گرایی اغلب بر نظریه‌های علمی مدرن تأثیر می‌گذارد.

critics argue that biologism oversimplifies human behavior.

منتقدان استدلال می‌کنند که بی‌اشخاص‌گرایی رفتار انسان را بیش از حد ساده می‌کند.

understanding biologism can help in studying genetics.

درک بی‌اشخاص‌گرایی می‌تواند در مطالعه ژنتیک کمک کند.

biologism is a key concept in evolutionary psychology.

بی‌اشخاص‌گرایی یک مفهوم کلیدی در روان‌شناسی تکاملی است.

some scholars reject biologism in favor of cultural explanations.

برخی از محققان بی‌اشخاص‌گرایی را به نفع توضیحات فرهنگی رد می‌کنند.

biologism can lead to misconceptions about social issues.

بی‌اشخاص‌گرایی می‌تواند منجر به سوء تفاهم در مورد مسائل اجتماعی شود.

the rise of biologism has sparked debates in academia.

ظهور بی‌اشخاص‌گرایی بحث‌هایی را در دانشگاه‌ها برانگیخته است.

biologism emphasizes the role of biology in human life.

بی‌اشخاص‌گرایی بر نقش زیست‌شناسی در زندگی انسان تأکید دارد.

advocates of biologism believe in the power of genetics.

طرفداران بی‌اشخاص‌گرایی به قدرت ژنتیک باور دارند.

biologism has implications for understanding mental health.

بی‌اشخاص‌گرایی پیامدهایی برای درک سلامت روان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید