bioprocessing

[ایالات متحده]/ˌbaɪəʊˈprəʊsesɪŋ/
[بریتانیا]/ˌbaɪoʊˈprɑːsesɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از سلول‌های زنده یا سیستم‌های زیستی برای تولید، تغییر یا استخراج محصولات (به ویژه در محیط‌های صنعتی، شیمیایی یا دارویی)
adj. مربوط به فرآیندهای صنعتی یا آزمایشگاهی که از موجودات زنده یا مواد زیستی استفاده می‌کنند
v. حالت مفعولی/گریم از bioprocess؛ انجام فرآیند زیستی

عبارات و ترکیب‌ها

bioprocessing plant

پیش‌فرآوری زیستی گیاه

bioprocessing equipment

تجهیزات پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing facility

مکان پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing lab

آزمایشگاه پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing workflow

فرآیند کار پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing methods

روش‌های پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing steps

مراحل پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessing process

فرآیند پیش‌فرآوری زیستی

bioprocessed samples

نمونه‌های پیش‌فرآوری شده

bioprocessing optimized

پیش‌فرآوری بهینه شده

جملات نمونه

bioprocessing plays a central role in producing vaccines at industrial scale.

پردازش زیستی در تولید واکسن‌ها در مقیاس صنعتی نقش مرکزی دارد.

the company expanded its bioprocessing capacity to meet growing demand.

شرکت ظرفیت پردازش زیستی خود را گسترش داد تا بتواند تقاضای در حال افزایش را برآورده کند.

researchers optimized bioprocessing conditions to increase protein yield.

پژوهشگران شرایط پردازش زیستی را بهینه‌سازی کردند تا بهره‌وری پروتئین افزایش یابد.

strict quality control is essential throughout bioprocessing operations.

کنترل کیفیت ریچت در تمامی فرآیندهای پردازش زیستی ضروری است.

automation improved bioprocessing efficiency and reduced contamination risk.

اتوماسیون کارایی پردازش زیستی را بهبود بخشید و خطر آلودگی را کاهش داد.

the team scaled up bioprocessing from lab trials to pilot production.

تیم پردازش زیستی را از آزمایش‌های آزمایشگاهی به تولید نمونه ارتقا داد.

they validated the bioprocessing workflow before full manufacturing began.

آن‌ها فرآیند پردازش زیستی را قبل از شروع تولید کامل تأیید کردند.

real-time monitoring helped stabilize bioprocessing parameters during fermentation.

نظارت آنلاین به ثبات پارامترهای پردازش زیستی در طول فرآیند فرمنته شدن کمک کرد.

supply chain delays affected bioprocessing equipment delivery schedules.

تاخیرهای زنجیره تأمین بر زمان تحویل تجهیزات پردازش زیستی تأثیر گذاشت.

downstream purification is a critical stage in bioprocessing for biologics.

تغلیظ پایین‌دست در پردازش زیستی برای بیولوژیک‌ها یک مرحله حیاتی است.

new regulations required tighter documentation for bioprocessing batches.

قوانین جدید نیازمند مستندسازی دقیق‌تر برای بچ‌های پردازش زیستی بود.

advanced sensors improved bioprocessing control in single-use bioreactors.

سنسورهای پیشرفته کنترل پردازش زیستی در راکتورهای یک‌بار مصرف را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید