the global biota
زیستکره جهانی
marine biota
زیستکره دریایی
freshwater biota
زیستکره آب شیرین
forest biota diversity
تنوع زیستکره جنگلی
biota conservation
حفظ زیستکره
biota interaction
تعامل زیستکره
the biota of this region is incredibly diverse.
زیستگاه این منطقه به طرز باورانکی متنوع است.
scientists study the biota to understand ecosystem health.
دانشمندان زیستگاه را برای درک سلامت اکوسیستم مطالعه میکنند.
changes in biota can indicate environmental shifts.
تغییرات در زیستگاه میتواند نشاندهنده تغییرات محیطزیستی باشد.
the biota includes various plants and animals.
زیستگاه شامل انواع گیاهان و جانوران است.
conservation efforts aim to protect local biota.
تلاشهای حفاظتی برای محافظت از زیستگاه محلی هدفگذاری شدهاند.
biota plays a crucial role in nutrient cycling.
زیستگاه نقش مهمی در چرخگردش مواد مغذی ایفا میکند.
pollution can severely impact the biota of a habitat.
آلودگی میتواند تأثیر جدی بر زیستگاه یک زیستگاه داشته باشد.
researchers catalog the biota to monitor biodiversity.
محققان زیستگاه را برای نظارت بر تنوع زیستی فهرستبندی میکنند.
understanding biota helps in ecological restoration projects.
درک زیستگاه در پروژههای احیای اکولوژیکی کمک میکند.
the biota of coral reefs is under threat from climate change.
زیستگاه صخرههای مرجانی در معرض خطر تغییرات آب و هوایی قرار دارد.
the global biota
زیستکره جهانی
marine biota
زیستکره دریایی
freshwater biota
زیستکره آب شیرین
forest biota diversity
تنوع زیستکره جنگلی
biota conservation
حفظ زیستکره
biota interaction
تعامل زیستکره
the biota of this region is incredibly diverse.
زیستگاه این منطقه به طرز باورانکی متنوع است.
scientists study the biota to understand ecosystem health.
دانشمندان زیستگاه را برای درک سلامت اکوسیستم مطالعه میکنند.
changes in biota can indicate environmental shifts.
تغییرات در زیستگاه میتواند نشاندهنده تغییرات محیطزیستی باشد.
the biota includes various plants and animals.
زیستگاه شامل انواع گیاهان و جانوران است.
conservation efforts aim to protect local biota.
تلاشهای حفاظتی برای محافظت از زیستگاه محلی هدفگذاری شدهاند.
biota plays a crucial role in nutrient cycling.
زیستگاه نقش مهمی در چرخگردش مواد مغذی ایفا میکند.
pollution can severely impact the biota of a habitat.
آلودگی میتواند تأثیر جدی بر زیستگاه یک زیستگاه داشته باشد.
researchers catalog the biota to monitor biodiversity.
محققان زیستگاه را برای نظارت بر تنوع زیستی فهرستبندی میکنند.
understanding biota helps in ecological restoration projects.
درک زیستگاه در پروژههای احیای اکولوژیکی کمک میکند.
the biota of coral reefs is under threat from climate change.
زیستگاه صخرههای مرجانی در معرض خطر تغییرات آب و هوایی قرار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید