hear the birdies sing
شنیدن آواز پرندگان
If this horsepower clay sculpture of the pony and horse behind the ear with birdies life, immediately changed from a Malaysian head high, and small Zuo Laika Tuozhuo I fly Marmara Island;
اگر این مجسمه خاک رس اسب بخار از یک پونی و اسب پشت گوش با زندگی پرندگان، بلافاصله از یک سر بلند مالزیایی و کوچک زو لایکا توژو تغییر کرد، من به جزیره مرمارا پرواز میکنم;
I heard a birdie singing outside my window.
من صدای یک پرنده را در حال خواندن آواز در خارج از پنجره ام شنیدم.
She hit a birdie in badminton.
او یک برد را در بازی تنیس با راکت زد.
The golf player scored a birdie on the first hole.
بازیکن گلف یک برد را در سوراخ اول کسب کرد.
The birdie flew away before I could take a picture.
پرنده قبل از اینکه بتوانم عکس بگیرم، پرواز کرد.
He whispered a secret to me like a little birdie.
او مثل یک پرنده کوچک، یک راز را با من زمزمه کرد.
The birdie built a nest in the tree outside our house.
پرنده یک لانه در درخت بیرون از خانه ما ساخت.
The children watched the colorful birdie in amazement.
کودکان با حیرت به پرنده رنگارنگ نگاه کردند.
She has a birdie tattoo on her wrist.
او یک تاتو پرنده روی مچ دستش دارد.
A little birdie told me that you got a promotion.
یک پرنده کوچک به من گفت که شما ترفیع گرفته اید.
The birdie chirped happily in the morning sunshine.
پرنده با خوشحالی در آفتاب صبحانه جیک جیک کرد.
hear the birdies sing
شنیدن آواز پرندگان
If this horsepower clay sculpture of the pony and horse behind the ear with birdies life, immediately changed from a Malaysian head high, and small Zuo Laika Tuozhuo I fly Marmara Island;
اگر این مجسمه خاک رس اسب بخار از یک پونی و اسب پشت گوش با زندگی پرندگان، بلافاصله از یک سر بلند مالزیایی و کوچک زو لایکا توژو تغییر کرد، من به جزیره مرمارا پرواز میکنم;
I heard a birdie singing outside my window.
من صدای یک پرنده را در حال خواندن آواز در خارج از پنجره ام شنیدم.
She hit a birdie in badminton.
او یک برد را در بازی تنیس با راکت زد.
The golf player scored a birdie on the first hole.
بازیکن گلف یک برد را در سوراخ اول کسب کرد.
The birdie flew away before I could take a picture.
پرنده قبل از اینکه بتوانم عکس بگیرم، پرواز کرد.
He whispered a secret to me like a little birdie.
او مثل یک پرنده کوچک، یک راز را با من زمزمه کرد.
The birdie built a nest in the tree outside our house.
پرنده یک لانه در درخت بیرون از خانه ما ساخت.
The children watched the colorful birdie in amazement.
کودکان با حیرت به پرنده رنگارنگ نگاه کردند.
She has a birdie tattoo on her wrist.
او یک تاتو پرنده روی مچ دستش دارد.
A little birdie told me that you got a promotion.
یک پرنده کوچک به من گفت که شما ترفیع گرفته اید.
The birdie chirped happily in the morning sunshine.
پرنده با خوشحالی در آفتاب صبحانه جیک جیک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید