| جمع | blackouts |
blackout curtains
پردههای ضد نور
city-wide blackout
قطعی برق در سطح شهر
internet blackout
قطع اینترنت
there is a total information blackout on minority interests.
در مورد منافع اقلیتها، یک خاموشی اطلاعاتی کامل وجود دارد.
due to a power blackout their hotel was in total darkness.
به دلیل قطع برق، هتل آنها در تاریکی کامل بود.
suffers blackouts at high altitudes;
در ارتفاعات بالا دچار از دست دادن هوشیاری می شود;
He had had a blackout after the accident.
او پس از حادثه دچار خاموشی شده بود.
In the middle of the river, I had a look at the river unconsciously, suddenly felt blackout, began to awag.
در وسط رودخانه، ناخودآگاه به رودخانه نگاه کردم، ناگهان احساس کردم خاموش شدم و شروع به تکان کردم.
The government have been accused of maintaining a news blackout over election fraud.
دولت به دستکاری در خاموشی خبری در مورد تقلب انتخاباتی متهم شده است.
blackout curtains
پردههای ضد نور
city-wide blackout
قطعی برق در سطح شهر
internet blackout
قطع اینترنت
there is a total information blackout on minority interests.
در مورد منافع اقلیتها، یک خاموشی اطلاعاتی کامل وجود دارد.
due to a power blackout their hotel was in total darkness.
به دلیل قطع برق، هتل آنها در تاریکی کامل بود.
suffers blackouts at high altitudes;
در ارتفاعات بالا دچار از دست دادن هوشیاری می شود;
He had had a blackout after the accident.
او پس از حادثه دچار خاموشی شده بود.
In the middle of the river, I had a look at the river unconsciously, suddenly felt blackout, began to awag.
در وسط رودخانه، ناخودآگاه به رودخانه نگاه کردم، ناگهان احساس کردم خاموش شدم و شروع به تکان کردم.
The government have been accused of maintaining a news blackout over election fraud.
دولت به دستکاری در خاموشی خبری در مورد تقلب انتخاباتی متهم شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید