blinds

[ایالات متحده]/blaɪndz/
[بریتانیا]/blaɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش‌های پنجره‌ای ساخته شده از لایه‌هایی که می‌توان آن‌ها را تنظیم کرد تا میزان نوری که وارد اتاق می‌شود کنترل شود؛ افرادی که قادر به دیدن نیستند.

عبارات و ترکیب‌ها

draw the blinds

کشیدن پرده

blind to something

کور به چیزی بودن

blindsides someone

غافلگیر کردن کسی

blind spot

نقطه کور

blinding light

نور خیره‌کننده

blind date

قرار ملاقات کور

blind obedience

اطاعت کورکورانه

جملات نمونه

she closed the blinds to block out the sunlight.

او پرده‌ها را بست تا از تابش نور خورشید جلوگیری کند.

he adjusted the blinds to let in some fresh air.

او پرده‌ها را تنظیم کرد تا کمی هوای تازه وارد شود.

they installed new blinds in the living room.

آنها پرده‌های جدیدی در اتاق نشیمن نصب کردند.

she prefers wooden blinds over fabric ones.

او ترجیح می‌دهد پرده‌های چوبی را نسبت به پارچه‌ای.

the blinds were dusty and needed cleaning.

پرده‌ها پر گرد و غبار بودند و نیاز به تمیز کردن داشتند.

he forgot to open the blinds this morning.

او فراموش کرد امروز پرده‌ها را باز کند.

she chose to have blackout blinds in her bedroom.

او تصمیم گرفت پرده‌های ضد نور در اتاق خواب خود داشته باشد.

the blinds rattled in the wind.

پرده‌ها در باد سروصدا می‌کردند.

can you help me fix the broken blinds?

می‌توانید به من کمک کنید پرده‌های شکسته را تعمیر کنم؟

he likes to keep the blinds open during the day.

او دوست دارد در طول روز پرده‌ها را باز نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید