bluebells

[ایالات متحده]/bluːbɛlz/
[بریتانیا]/blo͞obɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گل‌های زنگوله‌ای شکل گیاه زنگوله آبی. ; چندین گیاه زنگوله آبی یا گل‌های آن‌ها به طور جمعی.

عبارات و ترکیب‌ها

bluebells in bloom

لاله‌های آبی در شکوفه

جملات نمونه

the bluebells bloom in spring.

لاله‌های آبی در بهار شکوفا می‌شوند.

we walked through the bluebell woods.

ما از میان جنگل‌های پر از لاله آبی عبور کردیم.

bluebells are a sign of the changing seasons.

لاله‌های آبی نشانه‌ای از تغییر فصل‌ها هستند.

she picked a bouquet of bluebells.

او دسته ای از لاله آبی چید.

the scent of bluebells filled the air.

عطر لاله آبی هوا را پر کرد.

bluebells can be found in many gardens.

می‌توان لاله آبی را در بسیاری از باغ‌ها پیدا کرد.

they planted bluebells along the pathway.

آنها لاله آبی را در امتداد مسیر کاشتند.

bluebells create a beautiful carpet of color.

لاله‌های آبی یک فرش رنگارنگ زیبا ایجاد می‌کنند.

children love to play among the bluebells.

بچه‌ها عاشق بازی در میان لاله آبی هستند.

photographers often capture bluebells in bloom.

عکاسان اغلب لاله آبی را در حال شکوفه ثبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید