bondwoman

[ایالات متحده]/bɒndˈwʊmən/
[بریتانیا]/bondˈwʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که به شخص دیگری به عنوان خدمتکار یا برده وابسته است.
Word Forms
جمعbondwomen

عبارات و ترکیب‌ها

a bondwoman's duty

وظیفه یک برده زن

bondwoman's quarters

اقامتگاه برده زن

bondwoman's rights

حقوق یک برده زن

a bondwoman's secret

راز یک برده زن

جملات نمونه

the bondwoman worked tirelessly in the fields.

زن برده به سختی و بی‌وقفه در مزارع کار می‌کرد.

in ancient times, a bondwoman had few rights.

در زمان‌های قدیم، یک زن برده حقوق کمی داشت.

the bondwoman's story is often overlooked in history.

داستان زن برده اغلب در تاریخ نادیده گرفته می‌شود.

a bondwoman could be freed under certain conditions.

یک زن برده می‌توانست تحت شرایط خاص آزاد شود.

many bondwomen formed strong friendships with each other.

بسیاری از زن‌های برده دوستی‌های قوی با یکدیگر برقرار کردند.

the bondwoman's role was crucial in the household.

نقش زن برده در خانه بسیار مهم بود.

she was a bondwoman, but her spirit remained unbroken.

او یک زن برده بود، اما روحش همچنان شکست‌ناپذیر بود.

a bondwoman often faced harsh treatment from her masters.

یک زن برده اغلب با رفتار خشن از سوی اربابانش مواجه می‌شد.

the bondwoman's loyalty was often taken for granted.

وفاداری زن برده اغلب نادیده گرفته می‌شد.

in literature, the bondwoman symbolizes resilience.

در ادبیات، زن برده نماد انعطاف‌پذیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید