bonfire

[ایالات متحده]/'bɒnfaɪə/
[بریتانیا]/'bɑnfaɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتش‌campfire، شعله‌blaze
Word Forms
جمعbonfires

جملات نمونه

The bonfire lightened the sky.

نور آتش‌افروزی آسمان را روشن کرد.

Great bonfires inflamed the night.

آتش‌افروزی‌های بزرگ شب را مشتعل کردند.

The camp bonfire flamed away all the evening.

آتش‌افروزی کمپ تمام غروب را روشن کرد.

the bonfire crackled and flared up .

آتش‌افروزی صدا کرد و شعله‌ور شد.

the bonfire still smouldered, the smoke drifting over the paddock.

آتش‌افروزی هنوز هم در حال سوختن بود، دود از روی زمین چمن به جریان افتاده بود.

They piled wood onto the bonfire until the flames roared.

آنها چوب را روی آتش‌افروزی انباشته کردند تا شعله‌ها غرش کنند.

With the help of his gun and a bonfire, the hunter fought off two hungry tigers.

با کمک تفنگ و آتش‌افروزی، شکارچی توانست دو ببر گرسنه را دفع کند.

Then we will join in the bonfire party and dance and sing with them. or you can join in the bonfire party in manting park by paying yourself(160RMB/person,folk song and dangce、barbecue、fruit).

سپس ما به مهمانی آتش‌سوزی می‌پیوندیم و با آنها می‌رقصیم و آواز می‌خوانیم. یا می‌توانید با پرداخت هزینه خود (160 رانمنبی/نفر، آهنگ‌های محلی و رقص، باربکیو، میوه) به مهمانی آتش‌سوزی در پارک مانتینگ بپیوندید.

People start their summer holidays and go to their countryside cottages.People gather around the kokko or bonfires usually on the shore of a lake.

افراد تعطیلات تابستانی خود را شروع می‌کنند و به کلبه‌های روستایی خود می‌روند. مردم معمولاً در کنار دریاچه دور آتش‌افروزی یا ککو جمع می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید