bookstores

[ایالات متحده]/ˈbʊkˌstɔːrz/
[بریتانیا]/ˈbʊkstɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که کتاب‌ها فروخته می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

browse bookstores

جست و گوی در فروشگاه‌های کتاب

visit local bookstores

بازدید از کتابفروشی‌های محلی

own a bookstore

مالک بودن یک کتابفروشی

chain bookstores

کتابفروشی‌های زنجیره‌ای

independent bookstores

کتابفروشی‌های مستقل

online bookstores

کتابفروشی‌های آنلاین

جملات نمونه

many people love to spend their weekends in bookstores.

بسیاری از مردم عاشق گذراندن آخر هفته خود در کتابفروشی‌ها هستند.

bookstores often host author signings and events.

کتابفروشی‌ها اغلب میزبان امضای نویسنده و رویدادها هستند.

there are numerous independent bookstores in the city.

تعداد زیادی کتابفروشی مستقل در شهر وجود دارد.

bookstores provide a cozy atmosphere for reading.

کتابفروشی‌ها فضایی دنج برای مطالعه فراهم می‌کنند.

online bookstores have become increasingly popular.

کتابفروشی‌های آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند.

some bookstores offer coffee shops inside.

برخی از کتابفروشی‌ها کافه در داخل ارائه می‌دهند.

bookstores are a great place to discover new authors.

کتابفروشی‌ها مکان خوبی برای کشف نویسندگان جدید هستند.

she spent hours browsing through the aisles of the bookstores.

او ساعت‌ها در میان قفسه‌های کتابفروشی‌ها گشت.

bookstores often have special discounts for students.

کتابفروشی‌ها اغلب تخفیف‌های ویژه‌ای برای دانشجویان دارند.

visiting bookstores can be a delightful experience.

بازدید از کتابفروشی‌ها می‌تواند تجربه‌ای دلپذیر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید