bouncer

[ایالات متحده]/'baʊnsə/
[بریتانیا]/ˈbaʊnsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در یک بار، کلاب شبانه یا مؤسسه مشابه استخدام شده است تا نظم و امنیت را تأمین کند
Word Forms
جمعbouncers

عبارات و ترکیب‌ها

club bouncer

نگهبان باشگاه

جملات نمونه

The bouncer checked everyone's ID at the entrance of the club.

bouncer همه افراد را در ورودی باشگاه بررسی کرد.

The bouncer escorted the unruly patron out of the bar.

bouncer مشتری نامناسب را از بار بیرون برد.

The bouncer was hired to maintain order and security at the event.

bouncer برای حفظ نظم و امنیت در رویداد استخدام شد.

The bouncer politely asked the guests to leave the premises after closing time.

bouncer مودبانه از مهمانان خواست بعد از ساعت‌های تعطیل محل را ترک کنند.

The bouncer wore a black suit and earpiece while working at the nightclub.

bouncer در حالی که در کلاب شبانه کار می‌کرد، کت و شلوار سیاه و گوشی بلوتوثی به تن داشت.

The bouncer's job is to ensure only authorized individuals enter the restricted area.

وظیفه بونسر اطمینان از ورود فقط افراد مجاز به منطقه محدود است.

The bouncer used his strength to handle a disruptive guest without causing harm.

بونسر از قدرتش برای رسیدگی به مهمانی که باعث ایجاد مزاحمت می‌شد، بدون آسیب رساندن استفاده کرد.

The bouncer communicated with the other security staff through a walkie-talkie.

بونسر از طریق واکی‌تاکی با سایر کارکنان امنیتی ارتباط برقرار کرد.

The bouncer's presence deterred troublemakers from causing any disturbances at the event.

حضور بونسر مانع از ایجاد مزاحمت توسط افراد خرابکار در رویداد شد.

The bouncer skillfully resolved a conflict between two guests without escalating the situation.

بونسر به طور ماهرانه درگیری بین دو مهمان را بدون تشدید وضعیت حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید