bounders

[ایالات متحده]/ˈbaʊndərz/
[بریتانیا]/ˈbaundərZ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد بی ادب، نوکیسه

عبارات و ترکیب‌ها

bounders about

در مورد افراد مزاحم

bounder boys

پسران مزاحم

those bounders

آن افراد مزاحم

real bounders

افراد مزاحم واقعی

bounder's actions

اقدامات افراد مزاحم

become bounders

به افراد مزاحم تبدیل شدن

جملات نمونه

bounders often disregard social norms.

افراد مزاحمت‌جو اغلب هنجارهای اجتماعی را نادیده می‌گیرند.

it's important to identify bounders in a group.

شناسایی افراد مزاحمت‌جو در یک گروه مهم است.

some bounders take advantage of others' kindness.

برخی از افراد مزاحمت‌جو از مهربانی دیگران سوء استفاده می‌کنند.

bounders can create a toxic environment.

افراد مزاحمت‌جو می‌توانند یک محیط سمی ایجاد کنند.

dealing with bounders requires strong boundaries.

رسیدگی به افراد مزاحمت‌جو نیاز به حدود قوی دارد.

not everyone can spot a bounder immediately.

هر کسی نمی‌تواند یک فرد مزاحمت‌جو را بلافاصله تشخیص دهد.

bounders often lack empathy for others.

افراد مزاحمت‌جو اغلب همدلی با دیگران ندارند.

people tend to avoid bounders in social settings.

افراد معمولاً از افراد مزاحمت‌جو در محیط‌های اجتماعی اجتناب می‌کنند.

bounders can disrupt team dynamics.

افراد مزاحمت‌جو می‌توانند پویایی گروه را مختل کنند.

it's wise to be cautious around bounders.

هوشیاری در اطراف افراد مزاحمت‌جو عاقلانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید