box-shaped

[ایالات متحده]/[bɒks ʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[bɑːks ʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکلی مانند جعبه؛ مستطیلی؛ به شکل جعبه.

عبارات و ترکیب‌ها

box-shaped room

اتاق به شکل کعبه

box-shaped building

ساختمان به شکل کعبه

a box-shaped object

یک شیء به شکل کعبه

box-shaped container

ظرف به شکل کعبه

box-shaped design

طراحی به شکل کعبه

box-shaped package

بسته‌بندی به شکل کعبه

becoming box-shaped

در حال شکل گرفتن به شکل کعبه

box-shaped structure

ساختار به شکل کعبه

box-shaped space

فضای به شکل کعبه

box-shaped form

فرم به شکل کعبه

جملات نمونه

the storage unit was a large, box-shaped container.

واحد نگهداری یک ظرف بزرگ به شکل جعبه بود.

we needed a box-shaped package to ship the fragile item.

ما نیاز به یک بسته به شکل جعبه برای ارسال آیتم نازک داشتیم.

the building had a simple, box-shaped design.

این ساختمان دارای طراحی ساده و به شکل جعبه بود.

he carried a box-shaped parcel in his arms.

او یک بسته به شکل جعبه را در دستش حمل می‌کرد.

the artist created a sculpture with a box-shaped base.

هنرمند یک اسکلتور با پایه‌ای به شکل جعبه ایجاد کرد.

the child built a tower using box-shaped blocks.

کودک یک برج را با استفاده از مکعب‌های به شکل جعبه ساخت.

the antique chest was a beautifully carved box-shaped piece.

کوزه باستانی یک قطعه زیبا به شکل جعبه بود.

the room's box-shaped layout felt a bit sterile.

طرح مستطیلی اتاق کمی بی‌حیات به نظر می‌رسید.

the delivery arrived in a standard box-shaped carton.

ارسال در یک کarton استاندارد به شکل جعبه رسید.

the furniture included a box-shaped coffee table.

تکیه‌گاه قهوه‌ای به شکل جعبه در مبلمان شامل بود.

the landscape featured a box-shaped hill in the distance.

این منظره یک کوه به شکل جعبه در فاصله داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید