braked

[ایالات متحده]/breɪkt/
[بریتانیا]/breɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.past tense and past participle of 'brake'
v.گذشته فعل و شکل گذشته مفعولی 'brake'

عبارات و ترکیب‌ها

braked hard

ترک ترمز شدید

braked suddenly

ترک ترمز ناگهانی

braked slowly

ترک ترمز آهسته

car braked

ماشین ترمز کرد

braked down

خرابی ترمز

braked smoothly

ترک ترمز نرم

braked safely

ترک ترمز ایمن

braked sharply

ترک ترمز شدید

جملات نمونه

the driver braked suddenly to avoid the obstacle.

راننده برای جلوگیری از مانع به طور ناگهانی ترمز کرد.

she braked hard when she saw the red light.

وقتی چراغ قرمز را دید، به شدت ترمز کرد.

he braked too late and skidded off the road.

او خیلی دیر ترمز کرد و از جاده خارج شد.

the cyclist braked quickly to stop at the crosswalk.

دوچرخه سوار برای توقف در تقاطع به سرعت ترمز کرد.

she braked gently to avoid startling the pedestrians.

او به آرامی ترمز کرد تا از ترساندن عابران پیاده جلوگیری کند.

as he approached the curve, he braked cautiously.

همانطور که به پیچ نزدیک می شد، با احتیاط ترمز کرد.

the car braked automatically when it detected a collision.

ماشین وقتی برخورد را تشخیص داد به طور خودکار ترمز کرد.

she braked just in time to avoid hitting the deer.

او درست به موقع ترمز کرد تا از برخورد با گوزن جلوگیری کند.

the truck braked hard, causing the cargo to shift.

کامیون به شدت ترمز کرد و باعث جابجایی بار شد.

he braked and swerved to avoid the pothole.

او ترمز کرد و برای جلوگیری از چال، منحرف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید