breastmilk

[ایالات متحده]/ˈbrɛstˌmɪlk/
[بریتانیا]/ˈbrɛstˌmɪlk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیر تولید شده توسط مادر انسان برای تغذیه نوزاد؛ شیر انسان
adj. مربوط به شیر گруд

عبارات و ترکیب‌ها

store breastmilk

ذخیره شیر مادر

pump breastmilk

پمپ شیر مادر

frozen breastmilk

شیر مادر یخ زده

thaw breastmilk

تبدیل شیر مادر یخ زده به مایع

warm breastmilk

گرم کردن شیر مادر

breastmilk supply

تامین شیر مادر

breastmilk storage

ذخیره شیر مادر

breastmilks benefits

مزايا شیر مادر

breastmilk leaks

تسری شیر مادر

donate breastmilk

هدیه دادن شیر مادر

جملات نمونه

the lactation consultant suggested storing breastmilk in labeled freezer bags.

کنسولتانت شیردهی پیشنهاد داد تا شیر مادر را در کیف‌های فریزر برچسب‌گذاری شده نگه دارید.

she warmed the breastmilk by placing the bottle in a bowl of hot water.

او شیر مادر را با قرار دادن بطری در یک کاسه آب گرم گرم کرد.

after pumping breastmilk at work, he packed it in an insulated cooler.

پس از پمپ کردن شیر مادر در کار، او آن را در یک خنک‌کننده عایق‌کردنی بست.

for night feeds, they kept breastmilk in the fridge at the back where it stays coldest.

برای غذاهای شب، آن‌ها شیر مادر را در یخچال در پشت نگه داشتند که جایی است که سردترین می‌ماند.

the nurse showed them how to thaw breastmilk safely in the refrigerator.

پرستار به آن‌ها نشان داد که چگونه می‌توانند شیر مادر را به امان در یخچال یخ‌زدایی کنند.

he added an extra ounce of breastmilk to the bottle and checked the temperature.

او یک اونس اضافی شیر مادر را به بطری اضافه کرد و دمای آن را بررسی کرد.

they followed the clinic’s guidelines for breastmilk storage and handling.

آن‌ها دستورالعمل‌های کلینیک را برای نگهداری و مدیریت شیر مادر دنبال کردند.

the baby refused breastmilk from a bottle but latched well during breastfeeding.

نوزاد شیر مادر را از یک بطری پذیرفته نکرد اما در زمان شیردهی به خوبی به شیر مادر متصل شد.

she donated surplus breastmilk to a local milk bank after screening.

او شیر مادر اضافی را پس از ارزیابی به یک بانک شیر محلی هدیه داد.

to prevent waste, they used the oldest breastmilk first and rotated the stash.

برای جلوگیری از ضایعه، آن‌ها ابتدا شیر مادر قدیمی‌تر را استفاده کردند و ذخیره را جابه‌جا کردند.

the pediatrician explained that breastmilk provides antibodies and supports immunity.

پزشک کودکان توضیح داد که شیر مادر آنتی‌بادی‌ها را فراهم می‌کند و ایمنی را حمایت می‌کند.

during travel, she kept breastmilk cold with ice packs and a sealed container.

در طول سفر، او با کیف‌های یخ و یک ظرف بسته شده شیر مادر را سرد نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید