bridesmaids

[ایالات متحده]/braɪdˌmeɪdz/
[بریتانیا]/braɪdˈmeɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستان یا خویشاوندان زن عروس که در مراسم عروسی او شرکت می‌کنند و به او در آماده‌سازی‌ها کمک می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

bridesmaids' dresses

لباس‌های دوشیزگان

bridesmaids' duties

وظایف دوشیزگان

bridesmaids' gifts

هدیه به دوشیزگان

bridesmaids stand

صف دوشیزگان

choose bridesmaids

انتخاب دوشیزگان

bridesmaids speeches

سخنرانی‌های دوشیزگان

bridesmaids arrive

دوشیزگان می‌رسند

bridesmaids laugh

دوشیزگان می‌خندند

جملات نمونه

the bridesmaids wore matching dresses for the wedding.

عروس خانم ها لباس‌های مشابه برای عروسی پوشیدند.

she asked her closest friends to be her bridesmaids.

او از نزدیکترین دوستانش خواست که در جشن عروسی او خدمتگزار باشند.

the bridesmaids helped the bride get ready on her big day.

عروس خانم ها به عروس خانم کمک کردند تا برای روز بزرگش آماده شود.

each bridesmaid carried a bouquet of flowers.

هر عروس خانم یک دسته گل حمل می‌کرد.

the bridesmaids planned a surprise party for the bride.

عروس خانم ها یک مهمانی غافلگیرانه برای عروس خانم برنامه ریزی کردند.

they took plenty of photos with the bridesmaids after the ceremony.

آنها بعد از مراسم با عروس خانم ها عکس های زیادی گرفتند.

bridesmaids often help with the wedding planning.

عروس خانم ها اغلب به برنامه ریزی عروسی کمک می کنند.

the bridesmaids had a fun night out before the wedding.

عروس خانم ها قبل از عروسی یک شب سرگرم کننده بیرون داشتند.

bridesmaids play an important role in supporting the bride.

عروس خانم ها نقش مهمی در حمایت از عروس خانم دارند.

each bridesmaid received a special gift from the bride.

هر عروس خانم یک هدیه ویژه از عروس خانم دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید