broadest

[ایالات متحده]/ˈbrɔːdɪst/
[بریتانیا]/ˈbroʊdɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وسیع‌تر از هر چیز دیگری؛ گسترده‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

broadest reach

بزرگترین دامنه

broadest range

بزرگترین گستره

broadest impact

بزرگترین تاثیر

broadest appeal

بزرگترین جذابیت

broadest support

بزرگترین حمایت

broadest knowledge

بزرگترین دانش

broadest scope

بزرگترین گستره

broadest vision

بزرگترین دیدگاه

broadest base

بزرگترین پایه

جملات نمونه

the broadest range of options is available to you.

بیشترین طیف از گزینه ها در دسترس شماست.

we aim to provide the broadest coverage of the event.

هدف ما ارائه گسترده ترین پوشش از رویداد است.

he has the broadest knowledge of the subject.

او بیشترین دانش را در مورد این موضوع دارد.

the broadest audience will appreciate this film.

گسترده ترین مخاطبان از این فیلم قدردانی خواهند کرد.

they offer the broadest selection of products in the market.

آنها گسترده ترین انتخاب محصولات را در بازار ارائه می دهند.

her research covers the broadest aspects of the topic.

تحقیقات او ابعاد گسترده تری از این موضوع را پوشش می دهد.

the broadest interpretation of the law is often debated.

گسترده ترین تفسیر قانون اغلب مورد بحث است.

we need to find the broadest solution to this problem.

ما باید گسترده ترین راه حل برای این مشکل را پیدا کنیم.

the broadest implications of this discovery are still unknown.

بسیار گسترده ترین پیامدهای این کشف هنوز نامشخص است.

he is known for his broadest perspectives on global issues.

او به خاطر دیدگاه های گسترده اش در مورد مسائل جهانی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید