bruin

[ایالات متحده]/bruːɪn/
[بریتانیا]/bryn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خرس، به ویژه یک خرس قهوه‌ای؛ دشمن برر خرگوش در افسانه‌های فولکلور آفریقایی-آمریکایی؛ برین، یک خرس خیالی از داستان‌های کودکان.

عبارات و ترکیب‌ها

bruin pride

افتخار براین

bruin spirit

روحیه براین

bruin nation

ملت براین

bruin family

خانواده براین

bruin fans

هواداران براین

bruin team

تیم براین

bruin games

مسابقات براین

bruin alumni

فارغ‌التحصیلان براین

bruin mascot

ماسکوت براین

bruin colors

رنگ‌های براین

جملات نمونه

bruin is often used to refer to a bear.

اُورین اغلب برای اشاره به خرس استفاده می‌شود.

many children's stories feature a character named bruin.

بسیاری از داستان‌های کودکان دارای شخصیتی به نام اورین هستند.

in folklore, bruin is sometimes depicted as a wise bear.

در فولکلور، اورین گاهی اوقات به عنوان خرسی خردمند به تصویر کشیده می‌شود.

bruin's adventures often teach valuable lessons.

ماجراهای اورین اغلب درس‌های ارزشمندی را آموزش می‌دهند.

people often associate the name bruin with strength.

افراد اغلب نام اورین را با قدرت مرتبط می‌کنند.

in the forest, bruin roams freely.

در جنگل، اورین آزادانه پرسه می‌زند.

bruin is a popular mascot for many sports teams.

اورین یک نماد محبوب برای بسیاری از تیم‌های ورزشی است.

children love to read stories about bruin's escapades.

کودکان عاشق خواندن داستان‌هایی در مورد ماجراهای اورین هستند.

bruin often symbolizes courage and bravery.

اورین اغلب نماد شجاعت و دلاوری است.

in art, bruin represents the wild and untamed spirit.

در هنر، اورین نشان‌دهنده روح وحشی و رام‌نکردنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید