bullet

[ایالات متحده]/ˈbʊlɪt/
[بریتانیا]/ˈbʊlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گلوله پرتاب شده از یک سلاح گرم
vi. شلیک شدن؛ به سرعت حرکت کردن.
Word Forms
جمعbullets

عبارات و ترکیب‌ها

fired a bullet

اجرای شلیک

bulletproof vest

جلیقه ضد گلوله

rubber bullet

گلوله لاستیکی

bullet hole

سوراخ گلوله

bite the bullet

سخت مقاومت کردن

silver bullet

گلوله نقره‌ای

bullet train

قطار سریع‌السیر

magic bullet

گلوله جادویی

bullet proof

ضد گلوله

جملات نمونه

lodge a bullet in a wall.

قرار دادن یک گلوله در دیوار.

The bullet got him.

گلوله به او برخورد کرد.

The bullet was wide of the mark.

گلوله از هدف دور بود.

extract a bullet from a wound

بیرون کشیدن یک گلوله از زخم

A bullet struck him dead.

گلوله او را به قتل رساند.

The bullet hit the police officer in the shoulder.

گلوله به پلیس در ناحیه شانه برخورد کرد.

the third bullet starred the windshield.

گلوله سوم شیشه جلو را سوراخ کرد.

a bullet embedded in the bone

گلوله ای که در استخوان تعبیه شده است

The bullet ricocheted from the wall.

گلوله از دیوار منحرف شد.

The car bulleted toward him.

ماشین با سرعت به سمت او رفت.

pour bullets into the moving object

گلوله ها را به سمت جسم متحرک بریزید

The bullet winged the bird

گلوله پرنده را زخمی کرد.

The bullet skirted an artery.

گلوله از یک سرخرگ عبور کرد.

The bullet found its mark.

گلوله هدف خود را پیدا کرد.

He put a bullet through the animal's head.

او گلوله ای به سر حیوان زد.

The bullet ricocheted off the bridge.

گلوله از روی پل منحرف شد.

I'll riddle you with bullets!

تو را با گلوله ها سوراخ خواهم کرد!

The bullet glanced off the wall.

گلوله به طور سطحی از دیوار عبور کرد.

The bullet entered the victim's skull.

گلوله وارد جمجمه قربانی شد.

نمونه‌های واقعی

The newly prescribed silver bullet is microcredit.

گلوله نقره‌ای تجویز شده‌ی جدید، وام‌های خرد است.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

But the vaccine isn't a silver bullet for malaria.

اما واکسن یک گلوله نقره‌ای برای مالاریا نیست.

منبع: NPR News April 2019 Collection

Or geek squad here catches a bullet.

یا گروه متخصصین در اینجا یک گلوله را می‌گیرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Entries are logged using short, bulleted sentences.

ثبت ورودی‌ها با استفاده از جملات کوتاه و گلوله‌ای انجام می‌شود.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

Events - indicated by a circle bullet, and Notes, indicated by the dash bullet.

رویدادها - با گلوله دایره‌ای مشخص شده‌اند و یادداشت‌ها - با گلوله خط تیره مشخص شده‌اند.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

I would sooner face a Martini bullet, myself.

من ترجیح می‌دهم خودم با یک گلوله مارتینی روبرو شوم.

منبع: The Sign of the Four

And honestly, you dodged a bullet with Missy.

و صادقانه، شما با میسی از یک گلوله فرار کردید.

منبع: Young Sheldon Season 5

You covered the bullet holes up with pictures, but...

شما سوراخ گلوله ها را با عکس ها پوشاندید، اما...

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

However, aquaculture is no silver bullet.

با این حال، آبزی‌پروری یک گلوله نقره‌ای نیست.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

You would rather take a bullet than support your granddaughter?

آیا ترجیح می‌دهید به جای حمایت از نوه خود، یک گلوله بخورید؟

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید