bullion

[ایالات متحده]/ˈbʊliən/
[بریتانیا]/ˈbʊliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طلا یا نقره به صورت عمده، به ویژه قبل از ضرب سکه
Word Forms
جمعbullions

عبارات و ترکیب‌ها

gold bullion

طلای بلین

investment in bullion

سرمایه‌گذاری در بلین

جملات نمونه

We didn't catch him over the stolen bullion business, but over the rifling of the strongroom of one of the London banks.

ما او را در مورد تجارت طلاهای دزدیده شده گیر نکردیم، بلکه به دلیل دست‌اندازی به اتاق امن یکی از بانک‌های لندن.

investment in bullion is considered a safe haven during economic uncertainty

سرمایه‌گذاری در طلا به عنوان یک پناهگاه امن در زمان عدم قطعیت اقتصادی در نظر گرفته می‌شود.

bullion bars are commonly used for storing and trading precious metals

می‌توانید از شمش طلا برای ذخیره‌سازی و معامله فلزات گرانبها استفاده کنید.

the price of bullion fluctuates based on market demand

قیمت طلا بر اساس تقاضای بازار نوسان دارد.

bullion coins are popular among collectors and investors

سکه های طلا در بین کلکسیونرها و سرمایه گذاران محبوب هستند.

bullion dealers buy and sell precious metals in various forms

معامله‌کنندگان طلا فلزات گرانبها را به اشکال مختلف می‌خرند و می‌فروشند.

many central banks hold bullion reserves as part of their national wealth

بانک‌های مرکزی زیادی ذخایر طلا را به عنوان بخشی از ثروت ملی خود نگهداری می‌کنند.

bullion prices are quoted in troy ounces

قیمت طلا به صورت هر اونس تروی بیان می‌شود.

bullion smuggling is a serious crime with severe penalties

قاچاق طلا یک جرم جدی با مجازات‌های شدید است.

bullion storage facilities offer secure storage for precious metals

امکانات ذخیره طلا امکان ذخیره امن فلزات گرانبها را فراهم می‌کنند.

bullion is often used as a hedge against inflation

طلا اغلب به عنوان پوششی در برابر تورم استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید