bunches

[ایالات متحده]/bʌn(t)ʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌn(t)ʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعدادی از چیزها که به هم بسته یا گروه بندی شده اند؛ دو بافت در مو که در هر طرف سر پوشیده می شوند

عبارات و ترکیب‌ها

bunches of grapes

خوشه‌های انگور

bunches of flowers

خوشه‌های گل

bunches of keys

خوشه‌های کلید

bunches of bananas

خوشه‌های موز

bunches of carrots

خوشه‌های هویج

bunches of herbs

خوشه‌های گیاهان دارویی

bunches of celery

خوشه‌های کرفس

bunches of greens

خوشه‌های سبزیجات

جملات نمونه

she brought me a bunches of flowers for my birthday.

او دسته گل برای تولد من برایم آورد.

we picked bunches of grapes from the vineyard.

ما دسته ای انگور از باغ برداشتیم.

there are bunches of bananas on the kitchen counter.

دسته ای موز روی پیشخوان آشپزخانه وجود دارد.

he received bunches of compliments for his performance.

او برای اجرايش، دسته ای تعریف شنید.

they found bunches of old photographs in the attic.

آنها دسته ای عکس قدیمی در زیرزمین پیدا کردند.

she has bunches of ideas for the new project.

او دسته ای ایده برای پروژه جدید دارد.

we saw bunches of children playing in the park.

ما دسته ای کودک را در پارک دیدیم که بازی می کنند.

there are bunches of options available for dinner.

گزینه های زیادی برای شام وجود دارد.

he collected bunches of seashells during his vacation.

او در تعطیلات خود دسته ای صدف جمع کرد.

they received bunches of support from their friends.

آنها از دوستان خود دسته ای حمایت دریافت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید