bunions

[ایالات متحده]/ˈbjuːniənz/
[بریتانیا]/ˈbjuːnɪənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برآمدگی استخوانی که در مفصل در پایه انگشت شست پا تشکیل می‌شود؛ التهاب بونیون

عبارات و ترکیب‌ها

painful bunions

گزانتون دردناک

treat bunions

درمان گوشه پاشه

bunions surgery

جراحی گوشه پاشه

prevent bunions

جلوگیری از گوشه پاشه

bunions symptoms

علائم گوشه پاشه

bunions causes

دلایل گوشه پاشه

bunions treatment

درمان گوشه پاشه

manage bunions

مدیریت گوشه پاشه

bunions relief

تسکین گوشه پاشه

bunions care

مراقبت از گوشه پاشه

جملات نمونه

many people suffer from bunions as they age.

بسیاری از افراد با افزایش سن دچار میخ‌تازی می‌شوند.

bunions can cause pain and discomfort in the feet.

میخ‌تازی می‌تواند باعث درد و ناراحتی در پاها شود.

wearing tight shoes can worsen bunions.

پوشیدن کفش‌های تنگ می‌تواند میخ‌تازی را بدتر کند.

there are various treatments available for bunions.

درمان‌های مختلفی برای میخ‌تازی وجود دارد.

foot surgery may be necessary for severe bunions.

جراحی پا ممکن است برای میخ‌تازی شدید ضروری باشد.

to prevent bunions, choose comfortable footwear.

برای جلوگیری از میخ‌تازی، کفش‌های راحت انتخاب کنید.

regular foot exercises can help alleviate bunion pain.

ورزش‌های منظم پا می‌تواند به تسکین درد میخ‌تازی کمک کند.

many athletes are prone to developing bunions.

بسیاری از ورزشکاران مستعد ابتلا به میخ‌تازی هستند.

consult a doctor if you suspect you have bunions.

اگر مشکوک به ابتلا به میخ‌تازی هستید، با پزشک مشورت کنید.

bunions can be hereditary, running in families.

میخ‌تازی می‌تواند ارثی باشد و در خانواده‌ها دیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید